عید نوروز ومراسم آن ومراسم چهارشنبه سوری در پرشکوه

تواین کاهها" اگر برنجی بود میترکید ، عین پوف فیل واگر می جنبیدیم ونمی سوخت می خوردیم .

الیته خاکستر آن هم برای خزانه برنج استفاده می شد ،همه چیز با برنامه.

 بعدش هم مادرم چند شاخه کوچک درخت نارنج ویا پرتقال را می شکست وبه در ودیوار خونه می زد ومی گفت :این چیز خوبیه و باید چهارشنبه سوری سبزه به خونه بیاد.

من تقریبا همیشه اول عید هستم.

 
از جمله مراسم عید طلا توس گیری که الان یک خورده کمرنگ شده و آن عیدی گرفتن بچه های محل از خانه ها بود و برای اینکه صاحب خونه را متوجه حضور خود کنند با صدای بلند می گفتند " طلا توس" و صاحب خونه می آمد به هر کدام هدیه ای می داد که اغلب تخم مرغ و پول بود

 یادم است ما قبل ازعید  لباس که می خریدیم روز عید برای اینکه زودتر به طلاتوس گیری برسیم از شب لباسها را می پوشیدیم وحتی و با آن ها می خوابیدیم!!

شاید بعضی ها حتی کفشان را می پوشیدن وبا آن می خوابیدن!!!

در این مراسم بهترین هدیه تخم مرغ بود که گاهی بعضی ها چند روز قبل می پختند ورنگ می کردند ! ولی مادرم همیشه شب قبل تهیه می کرد ومی گفت به بچه ها باید تخم تازه بدیم .

 چه تخم مرغ هایی با چه رنگهای ؛ ویک شکم سیر تخم مرغ می خوردیم

البته چیزهای دیگر هم بود گردو ؛فندق ؛ حتی برنج مشته (برنجی که فشرده شده ومثل تخم مرغ می شد) :

یک گیاهی بود بنام تخم مرغ رنگ کن که بعضی از خانواده ها از آن برای رنگ کردن تخم مرغ استفاده می کردند.

ولی الان بیشتر مردم می دن ؛ راستی یادم رفت ،فامیلها هم پول می دادن وهم تخم مرغ ؛

بزرگتر ها شاید کمتر از کوچکتر ها به این مسئله اهمیت نمی دادن؛ میگن بچه ها شاد میشن واین کارو دارن.


یکی دیگر از کارها رفتن به خونه اآنهایی است که کسی رودر در طول سال قبل  از دست می دادن وبه آنها سرسلامتی می دادن ومی گویند اونها "پیش عید " دارند.

بعد از چند روز اول ؛ همه خانواده می رفتم کارکشاورزی وکمک خانواده؛ چه حالی می داد ؛ یادش بخیر

درضمن محل ما پر از پرتقالهای تازه ورسیده خوشمزه است که این ایام پراز مسافر برای خرید پرتقال است.

واقعا شیرین تر  وبامزه تر از پرتقال نیست ودر معروف است

انشالله سال برای همه باشد؛ انشالله

 پی نوشت :این مطلب مربوط به چند سال پیش بود که بازنویسی شد و  به خاطر این روز ها دوباره ، بارگذاری شد

/ 9 نظر / 87 بازدید
پرشکوه

متاسفانه من از چهارشنبه سوری پرشکوه خبری ندارم چون هیچ وقت چهارشنبه اخر سال رو پرشکوه نبودم ولی از مادرم شنیده بودم که برگهای سبز رو به در اویزون می کردن شما که گفتید یادم اومد. اره به خدا از پرتقال پرشکوه شیرینتر پیدا نمیشه. براتون سال خوبی رو ارزو می کنم امیدوارم امسال هم اول عید پرشکوه باشید. راستی سوسن صبا پرسیده بود که از کجا می تونن پرتقال خوشمزه پرشکوه تهیه کنند چون من نمی دونستم گفتم شما کمکشون کنید.

آرزو

سلام. رسم بسیار دوست داشتنی و جالبی بود .یاد قدیم افتادم و ما که انتظار عید رو می کشیدیم و خونه ی مادر بزرگ و حرص گرفتن تخم مرغایی که هیچ کدومش خورده نمی شد!

مصطفی قاسم پور پرشکوه

سلام آقای احمدخانی دست شما درد نکنه. مطالب وبلاگتون به زنده نگه داشتن سنت ها و رسم های محلمون کمک می کنه. یه انتقاد کوچیک هم دارم. اگه در نگارش متن وبلاگ و املای کلمات بیشتر دقت بشه خیلی خوبه.

مصطفی قاسم پور پرشکوه

سلام متشکرم از این که وقت گذاشتید و متن رو بازنویسی کردید. من شما رو می شناسم. هر از چندگاهی هم در ایام تعطیل مثل تاسوعا عاشورا شما رو در محلمون، پرشکوه، می بینمتون. من مصطفی قاسم پور پسر حاج حسین قاسم پورم. همون برادرزاده آقا عبدا... . یه خورده سنم رو زیاد کردین :-) وقت بشه حتماً باز هم به وبلاگتون سر می زنم. ممنون از مطالب خوبتون.

میعاد ملاقات با خدا

اون واسه قدیما بود. الان دیگه میشه گفت چهارشنبه سوزی!! آدم فکر می کنه وسط میدونه جنگه! خدا به خیر بگذرونه ...

میعاد ملاقات با خدا

کیفیت یافتن نماز بدین معناست که ... نمازگزار به نماز با چشم «میعاد ملاقات با خدا» بنگرد! «مقام معظم رهبری»

عمه

سلام ..سال نورابشماتبریک میگم امیدوارم سالی باخیروبرکت وشادی وسربلندی وسلامتی درپیش داشته باشید.عیدت مبارک[

پرشکوه

عیدتون مبارک باشه امیدوارم سال خوبی رو داشته باشید این رسم طلاتوش رو من خیلی دوست دارم و همیشه دوست داشتم اول وقت بیدار بشم تا به همه محله برسم سر بزنم.[لبخند]

ف الف

خاطره ی بچگیتون قشنگ بود خدا به مادر و خانواده ی محترمتون طول عمر با عزت بده سال خوبی داشته باشید