گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)
یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳٩٥
 
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (سوره مبارکه زمر آیه 53)

بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٥

اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند(33)

و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند(34)

و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است!(35)

و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست!(36)

و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (37)

 متن قرآن شریف:

وَلَوْلَا أَن یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن یَکْفُرُ بِالرَّحْمَٰنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ(33)

وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَیْهَا یَتَّکِئُونَ(34)

وَزُخْرُفًا ۚ وَإِن کُلُّ ذَٰلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا ۚ وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ (35)

وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ(36)

وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ(37)

سوره زخرف

 

پی نوشت: به حکمت های خدا ایمان داشته باشیم

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٥
لَّا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَیْنَ النَّاسِ ۚ وَمَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا- سوره نساءآیه 114
در بسیاری از سخنانِ درِگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست؛ مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند؛ و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٤

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی ۖ إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿احقاف١۵﴾

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو بازمی‌گردم و توبه می‌کنم، و من از مسلمانانم!»

أُولَٰئِکَ الَّذِینَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجَاوَزُ عَن سَیِّئَاتِهِمْ فِی أَصْحَابِ الْجَنَّةِ ۖ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ ﴿ احقاف ١۶﴾

آنها کسانی هستند که ما بهترین اعمالشان را قبول می‌کنیم و از گناهانشان می‌گذریم و در میان بهشتیان جای دارند؛ این وعده راستی است که وعده داده می‌شدند.

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٤

دیروز داشتم بر می گشتم بطرف خانه ،سوار مترو شدم شلوغ بود ایستگاه امام خمینی مقداری از جمعیت خارج شدو صندلی خالی شد  و من روی صندلی نشستم و روبرویم آقایی که یک عینک ته استگانی داشت نشست.

نگاهم به او افتاد درحالی که دوتا کیف داشت و درحال جابجایی آنها بود

دستهایش فاقد انگشت بود !!!و جانباز بود ، اینجور افراد معمولا" از بچه های تخریب هستند که زمان خنثی کردن مین اینجوری می شود و انتهای  یکی از دست هایش چسب بود

کیفش رو  باز کرد و ابتدا نگاهی به موبایلش انداخت دوباره سرجاش گذاشت

بعد کیف دیگرش رو باز کرد یک عینک در آورد و با عینکش جابجا کردو عینکش رو در کیفش گذاشت و از توی کیفش یک کتابی در آورد

برام جالب بود، داشت  قرآن کریم می خواند .........

با خودم فکر کردم ، خیلی دیده بودم افرادی مترو تعداد زیادی شان  درحال بازی با موبایل و... بودن ولی کم تر کسی  را دیدم که قرآن بخواند و ایشان با این همه سختی وقتش رو تلف نکرد

راستی شما چقدر وقت خودتون رو تلف می کنید؟

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٤

من به لطف خداوند انسی با قرآن دارم وهر دفعه که مصحف شریف را می خوانم چیزهایی می بینم که گویا تا حالا ندیده و نشنیده ام

مثلا تسبیح موجودات که شنیده بودیم وتسبیح رعد"وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ "

امروز سوره بقره را می خواندم ، آیاتی درباره بنی اسرائیل بود و اینکه چه کارهایی کردند و چه ماجراهایی بوجودآمده  تا اینکه به این جا رسید که با ین همه آیه  ومعجره دلشان مثل سنگ است بلکه شدید تر ... و اینکه بعضی از سنگ ها از خوف خدا ازبالای گوه به زمین می افتند .

اگر ما به این گفتار توجه کنیم شرمنده می شویم از این عبادتی که به عنوان خلیفه خدا داریم انجام می دهیم.

 

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ۚ وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (75 بقره)
سپس دلهای شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‌تر! چرا که پاره‌ای از سنگها می‌شکافد، و از آن نهرها جاری می‌شود؛ و پاره‌ای از آنها شکاف برمی‌دارد، و آب از آن تراوش می‌کند؛ و پاره‌ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می‌افتد؛ (اما دلهای شما، نه از خوف خدا می‌تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٤
چند روزی روز مباهله می گذرد ، لیکن امروز مطلبی را از سایت" فارس " دیدم که مطالب جدیدی داشه و یا بگوییم مجموعه کاملتری از مطالب قبلی که شنیده بود داشت که خوب دیدم اینجا درج کنم که انشالله مورد استفاده قرار گیرد:

چرا آیه مباهله نازل شد؟

با نزول آیه مباهله بار دیگر یکی از فضائل اهل بیت علیهم‌السّلام از زبان قرآن بیان شد و جایگاه عالی خاندان عصمت و طهارت به بشریت معرفی شد.

خبرگزاری فارس: چرا آیه مباهله نازل شد؟

 

مباهله در لغت به معنی ملاعنه و نفرین متقابل می‌باشد.[1] و در اصطلاح به این معناست که «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستأصل کند و هلاک گرداند».[2]

در حدیثی از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده که حضرت فرمود: «خداوند عزوجل به من خبر داده که پس از مباهله عذاب بر گروه باطل نازل می‌شود و حق را از باطل مشخص می‌سازد».[3]


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۳
سلام بر همه دوستان
یکی از چیزهایی که من از خدا خواستم توفیق اینکه خدا به صبر من را زیاد کند!
باور کنید خیلی سخته!
ولی این آیه از قرآن رو دیدم ، با خودم فکر کردم
سختی بی پایان ،پاداش بی حساب !!!
و آزمایش بی باپان شروع این راه است! ، هر می خواهد در این راه وارد شود،     بسم الله
قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ ۚ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَٰذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ ۗ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ ۗ إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ (زمر 10)

بگو: «ای بندگان من که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! برای کسانی که در این دنیا نیکی کرده‌اند پاداش نیکی است! و زمین خدا وسیع است، (اگر تحت فشار سران کفر بودید مهاجرت کنید) که صابران اجر و پاداش خود را بی‌حساب دریافت می‌دارند!
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳

دیدید بعضی ها دم از تکنولوژی می زنند و قدرت علم و گاهی!، آدم آن قدر تحت تاثیر قرار می گیرد که فکر می کند واقعا چه خبره!!!

دوستی می گفت :"آقای فلانی رو میشناسی که " می گفت:

یکی از فامیل هاش یک زن و شو هر هستند که 15 سال ازدواج کرده و بچه دار نشده اند

تا اینکه جدیدا" بچه دار شده اند

رفته بودند سونو گرافی ، دکتر گفته متاسفانه بچه ناقص الخلقه است و دست ندارد!

همه ناراحت شده اند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳

سلام بر همه دوستان

درباره نعمت های دنیا و آخرت در گذشته مطالبی خوانده بودم ولی دیروز کتاب را می خواندم مطلبی در ان در این خصوص دیدم  که فکر می کنم یکی از بهترین تعریف ها در این خصوص باشد که بر اساس آیات قرآنی است این مطلب رو تقریبا" بدون تغییر برای شما نوشتم که امیدوارم مورد استفاده تون  قرار بگیرد :

زندگی دنیا را خالق متعال همراه با کاستی ها و محدودیت های فراوانی قرارداه ودر این دقیقا" نقشه وهدفی در کار بوده است و گر نه خدای سبحان نه از خلق نعمت فراون در دنیا عاجر است و نه بخل  در ساحت مقدس او راه دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳

مثل اینکه همین دیروز بود که منتظر سال 93 بودیم!

امروز 10همین روز از سال 93 هم هم گذشت ، به همین زودی

تا چشم بهم بزنیم امسال هم تمام شده است و سال 94 آمده !، راستی امسال ما با سال قبل چه فرقی کرده! .

اگر سال بگذرد و  و سرمایه عمر فقط نابود شود و یا به قول معرف دو روز که نه دوسال مان مثل هم باشد چی؟ ، حالا اگر یک سال ما از سال قبل بدتر باشد تکلیف چیست؟

متاسفم برای خودم که پیشرفتی در زندگی معنوی  نمی بینم !

مگر لطف خدا نصیب ما شود که:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
 
وَالْعَصْرِ(1)
به عصر سوگند،
 
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ (2)
که انسانها همه در زیانند؛

 إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (3)

مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده‌اند!

پی نوشت : خدایا ما را ار زیان کاران قرار مده  گریه

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢

سلام بر شما

شنیدید و دیدی که می گویند چرا فلانی که آدم خوبی نیست این همه خدا بهش نعمت داده؟

ببین چند تا بچه داره! ، مال که نگو آنقدر داره که حد و حساب نداره و نمی دونه چکار کنه!

هیچ مشکلی برایش تا حالاپیش نیامده و مثل اینکه هرچه ادم بی ایمان باشه خدا اونو بیشتر دوست دارده!!!!!!

....

براستی اگر کسی مشکلی نداره این نشون می ده که خدا اونو بیشتر دو ست داره!

یک آیه از قر آن کریم . باهم بخوانیم:

 

فَلَا تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ ۚ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ (توبه 55)
 
و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد؛ خدا می‌خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند!
 
 
همین یک آیه بس است!
پس باید اگر خدا به ما نعمت های فراوان داده و همه چیز به قول معروف سرجایش بود و هیچ مشکلی نبود ، ترسید.ناراحت
 
از خدا می خواهیم ما را مومن بمیراند  وما را از کفر  و کافران دور کند.
 
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢

سلام

بقول یکی از بازدید کنندگان محترم این نیز یک تاکشی نوشت است

قبلا" گفته ام که من هر روز چندین بار سوار تاکسی می شوم گاهی اتفاقات و حرف حدیث های می شود که جالب است.

...

امروز چهار راه قصر بودم راننده ای آمد  مسیر رو گفتم

ماشین  آر دی دیدم که راننده جوان بلند قد لاغر اندامی داشت  سوار شدم و به همراه من مسافران دیگری سوار شدن تا راننده شروع کرد به راه افتادن صدای ضبط رو باند کرد و از آن آهنگ های گوش خراش و رانندگی هیجانی !! 

 لایه می کشید و با این آهنگ جلو می رفت ،گاز ترمز هایی که در این شهر شلوغ بی معنی است و نتیجه ای ندارد


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

داستانها زیادی در باره جناب لقمان شنیده ایم

از جمله اینکه مخیر شده بین اینکه پیامبر باشد و یا حکیم که ایشان حکمت را انتخاب کردند

در قرآن در سوره لقمان نصایح شیرین و کاربردی ایشان وجود دارد که خطاب به پسرش فرموده اند و بسیار اخلاقی است

من که هر وقت به این آیات می رسم بسیار برایم جالب است

اینجا درج می کنم که انشالله شما هم بهره مند گردید:

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ (13)
 
(به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه می‌کرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.»
 
 

ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٢

سلام در قرآن جاهایی به نعمت خدا با عنوان نشانه نام برده شده که خیلی جالب  است که بعضی ها را با هم می خوانیم

1-وَمِنْ آیَاتِهِ الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلَامِ (شوری 32)

از نشانه های او کشتی های کوه آسا در میان دریاست [که به کمک باد در حرکت اند.]

2-وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةٍ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاءُ قَدِیرٌ (شوری29)

و از نشانه های [ربوبیت و قدرت] او آفرینش آسمان ها و زمین است و [نیز] آنچه از جنبنده میان آن دو پراکنده است، و او هرگاه بخواهد بر جمع کردنشان تواناست.
 
 
 

ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - پنجشنبه ٧ آذر ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

...

می رویم دیدن مریض ،دکتر ها قطع امید کرده اند، می گویند :" دکتر گفته : "هر چه می خواهد بخورد ، امیدی نیست"!

......

  به دلایلی یکی که با خدا رابطه ای ندارد یا بهتر بگویم قبول ندارد ،هم صحبت می شوی ، از خودش می گوید، با خنده می گوید:" چند سالی است که هیچ مرضی نگرفته ام ،هیچ ،حتی سرماخوردگی ساده"؟...

....


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢
بسم الله الرحمن الرحیم
 
می گویند:
 
" این همه مردم اینجوریند اشتباه می کنند؟!
 
فقط تو می دونی؟ فقط تو از دین سرت می شه؟
 
این همه  افراد دارن می خورن تو چرا نمی خوری؟
 
فقط برای ما حرامه؟
 
چرا کسی به اینها کار نداره؟
 
یک خورده امروزی باش!
 

ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٢
مرگ و زندگی برای ما انسانها همین نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن
این پایین ترین نگاه به زندگی است
انسان بااین همه کمالات و زندگی این همه دون از شان!!
چندتا آیه از قرآن دیدم ،چقدر قشنگ همه چیز رو توضیح داده ،گفتم اینجا بنویسم شما دوستان هم لذت ببرید
 
وَلَا تَقُولُوا لِمَن یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَٰکِن لَّا تَشْعُرُونَ (بقره 154)
وبه آنها که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید!
 
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (آل عمران 168)
(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.
 
 

ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳٩٢

فردا روز مباهله است

در قرآ ن کریم آمده:

﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ﴾(سورهٔ آل‌عمران-آیهٔ ۶۱)

پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم

سال قبل مطلبی درباره روز مباهله نوشتم که می توانید ببینید

اعمال این روز:


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٦ آبان ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مشکلاتی که با آن درگیریم عجله است

انسان ،از بچه گی تا به خودش می آید، می خواهد بزرگ شود !

وقتی بزرگ شد ،آن وقت بزرگترین آرزوش ،کوچک شدن است!

وقتی نعمتی رو می بیند تمام هم غمش این است که به آن نمعمت برسد ،سودای آن نعمت خواب و آرام را از او می گیردتا به آن برسد!

بعد که به مقصودش رسید با خودش فکر می کند ومی بیند ،ارزش آن چیز به آن اندازه  که فکر  می کرده نبوده است و گاهی تا به مرحله پشیمانی پیش می رود و به قول امام علی (ع)  وصف نعمت های دنیا بزرگ تر از خود نعمت است (قریب به این موضوع )

اگر مشکلی پیش آید که دیگر هیچ ، فوری می خواهد خدا به فرمان او باشد و هرچه سریعتر همه چیز را به فرمانش در آورد تا مشکلش بر طرف شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز روز عید قربان است، این روز بزرگ و،عیدبندگی را به همه مسلمانان جهان تبریک می گویم

امیدوارم عیدی این روز ،دوری از تفرقه در میان مسلمین و اتحاد آنها باشد تا در سایه معارف سلامی شناخت ابعاد انسانی دین مبین اسلام برای همه جهانیان فراهم گردد و لطافت آن برای همه مشخص گردد.

آرزو می کنم بی عقلی از جامعه اسلامی رخت ببند و جایش را به علم و مهربانی بدهد وحقایق آن که هدایت گر جهانیان  است ، روز به روز آشکار گردد.

.....

یکی از برنامه هایی که من همیشه سالها دنبالش بودم یک برنامه قرآنی خوب بود که با صدای اساتید متفاوت و ساده و با ترجمه های متفاوت باشد

بیش از دو سه سال پیش با برنامه قرآنی ذکر آشنا شدم (لینک را ببینید)

من برنامه های قرآنی برنامه ای با این مشخصات ندیدم:


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢

من خیلی وقتها پیش می آید که می خواهم جایی بروم مسیر روپیاده می روم ، در مسیر گاهی از جاهایی رد می شوم  که نمی شناسم.

      ..........

از مسیری می رفتم ، از کوچه ای رد می شدم ، به بن بستی رسیدم ، داخل کوچه خانه ای بود که آتش گرفته بود.!

موبایلم را در آوردم و به آتش نشانی زنگ زدم ،  آدرس خواستند،آدرس درست نتوانستم بدهم و کسی را نتوانستم پیدا کنم که آدرس درست بدهد ، گفتم دقیق می پرسم و دوباره زنگ می زنم و تماس رو قطع کردم.

آمدم سرکوچه  تا تابلو کوچه رو بخونم ولی تابلویی نبود آمدم انتهای کوچه وارد کوچه دیگری شدم


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢

دیروز در اداره داشیتم صحبت می کردیم

یکی از همکاران از افراد متفاوتی که با کار خلاف توانستند به اصطلاح خود پول دار شوند و  به قول معروف زندگی شان از این رو به اون رو شده، سخن می گفت.

مثلا" می گفت :کسی رو می شناسم که در یک کار خانه ای کار می کرد وکار خانه ورشکست شد ومجبور شد به جای طلب به کارگران از محصولاتش بدهد و بدهد وآخرش  این بنده خدا به بدبختی افتاد...

دری به تخته ای خورد و یکی از آشنایانش یک جای پستی گرفت واین آدم رو برد سرکار.

کم کم برای خودش کسی شد والان ماشین آن چنانی و زندگی آنچنانی که ما رو دیگر تحویل نمی گیرد و به قول معروف پول پاروی می کند ..

و بیشتر تکیه اش این بود که از راه خلاف به این پول رسیده و و پشت سر هم تکرار می کرد " همه این کارو می کنند"

بهش گفتم شما هم این کار رو درست می دونید ؟

جواب درستی نمیداد و می گفت : این کار زیاد انجام می شه و " همه این کارو می کنند"

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢

سلام برهمه دوستان

آیه های آخر سوره حشر رو می خوندم مطالب بسیار زیبایی دارد  یک قسمتی از آن آدم قرائت زیبایی استاد عبدالباسط می اندازه.

این آیه ای که می خواهم موضوع رو براش تعریف کنم قبل از این آیات ،آیه 16 سوره حشر می باشد.

گاهی یکی که خیلی رفتارش بده و رفتار شیطانی داره می گوییم فلانی شیطان است ویا اینکه به شیطان درس می ده!! .

خدا در قرآن منافیقن را باشیطان مقایسه کرده است و جالب اینکه ما این وضعیت رو زیاد می بینیم آدم را تشویق به کاری می کنند وخودشان کنار می کشند:

کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ
[داستان منافقان که کافران از اهل کتاب را با وعده های دروغ فریفتند] چون داستان شیطان است که به انسان گفت: کافر شو. هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خدا که پروردگار جهانیان است، می ترسم.

 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱

متن زیر از تفسیر المیزان در ابتدای سوره نسا می باشد

 

در تاریخ یهود آمده است که : عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تاکنون ، بیش از حدود هفت هزار سال نیست که اعتبار عقلى هم کمک و مساعد این تاریخ است ، براى اینکه اگر ما از نوع بشر یک انسان مرد و یک زن را که با هم زن و شوهر باشند فرض کنیم که در مدتى متوسط نه خیلى طولانى و نه خیلى کوتاه با هم زندگى کنند ، و هر دو داراى مزاجى معتدل باشند ، و در وضع متوسطى از حیث امنیت و فراوانى نعمت و رفاه و مساعدت و ... و همه عوامل و شرایطى که در زندگى انسان مؤثرند قرار داشته باشند و از سوى دیگر فرض کنیم این دو فرد در اوضاعى متوسط توالد و تناسل کنند ، و باز فرض کنیم که همه اوضاعى که در باره آن دو فرض کردیم در باره فرزندان آن دو نیز محقق باشد ، و فرزندانشان هم از نظر پسرى و دخترى بطور متوسط به دنیا بیایند ، خواهیم دید که این انسان که در آغاز فقط دو نفر فرض شده بودند ، در یک قرن یعنى در رأس صد سال عددشان به هزار نفر مى‏رسد ، در نتیجه هر یک نفر از انسان در طول صد سال پانصد نفر مى‏شود .

 

آنگاه اگر عوامل تهدیدگر را که با هستى بشر ضدیت دارد ( از قبیل بلاهاى عمومى ، یعنى سرما ، گرما ، طوفان ، زلزله ، قحطى ، و با ، طاعون ، خسف ، زیر آوار رفتن ، جنگهاى خانمان برانداز و سایر مصائب غیر عمومى که احیانا به تک تک افراد مى‏رسد ) در نظر بگیریم و از آن آمار که گرفتیم سهم این بلاها را کم کنیم ، و در این کم کردن حداکثر را در نظر بگیریم یعنى فرض کنیم که بلاهاى نامبرده از هر هزار نفر انسان نهصد و نود و نه نفر را از بین ببرد ، و در هر صد سال که بر حسب فرض اول در هر نفر هزار نفر مى‏شوند ، غیر از یک نفر زنده نماند .

 

و به عبارت دیگر : عامل تناسل که باید در هر صد سال دو نفر را هزار نفر کند تنها آندو را سهنفر کند ، و از هزار نفر تنها یک نفر بماند ، آنگاه این محاسبه را به طور تصاعدى تا مدت هفت هزار سال یعنى هفتاد قرن ادامه دهیم ، خواهیم دید که عدد بشر به دو بلیون و نیم مى‏رسد ، و این عدد همان عدد نفوس بشر امروزى است ، که آمارگران بین المللى آنرا ارائه داده‏اند .

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳٩۱

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی موقع آدم فکر می کنه چه چیزی خوبه و انسان سعادتمند چه کسی می باشد

و برای سعادتمند شدن چه باید کرد؟

ما خودمان را به آب آتش می زنیم تا به قول خودمان سعادتمند شویم

یه چیزهایی برای ما سعادت وکامیابی است و وقتی به آن می رسیم می بینیم به قول معرف همچی مالی نیست ، هر چند شاید به رو مون نیاریم 


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۱

شنیده بودم  که اسم رحمن را نمی توان بر یک فرد نهاد

دیروز داشتم این آیات سوره زخرف را می خواندم :

وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَٰنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ ﴿١۶﴾
 
و [در صورتی که] چون یکی از آنان را به [ولادت] دختری که شبیه و هم جنس خدا قرار داده مژده دهند در حالی که [دلش] پر از اندوه و خشم است، صورتش سیاه می شود! [چون علاوه بر اینکه دخترداری را دوست ندارد از آن ننگ دارد، اما همین دختر را به عنوان هم جنس و فرزند خدا قلمداد می کند!!]
 
من فکر می کردم رحمن یک صفت است ولی در این آیه وآیات خداوند متعال خودش  را با " رحمن " نامبرده است .
 
این حدیث را هم جستجو کردم پیدا کردم که:
 
در «تفسیر صافی» از امام صادق (ع) نقل کرده که:«الرّحمن اسم خاص لصفه عامه و الرِّحیم اسم عام لصفه خاصه»(1)یعنی «رحمان» اسم مخصوص خداوند است و نمی توان نام کسی را رحمان نهاد.این رحمت رحمانی شامل تمامی موجودات می شود و «رحیم» اسم ویژه خداوند نیست و قابل نام گذاری افراد به این نام است.این رحمت رحیمی مخصوص مؤمنین است.
البته این آیه بسیار بزرگ است و باید تفسیر به رای نکرد ولی این نکته برایم جالب بود.
 
پی نوست : دوستان اگر مطلبی در این مورد دارند راهنمایی کنند، متشکرم
 
 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱

هر چند گاهی ما شنویم که فلانی آدم خیریه  و اینکه طرف همیشه کار خیر انجام می ده ویا اینکه فلانی جزو نیکو کارانه

یا اینکه می خواهیم جزو نیکو کاران باشیم

این موضوع رو شاید از نظر کسی تعریف خاصی داشته باشه ولی خدا  در این آیه از قرآن  سوره  شریفه بقره چه زیبا بیان کرده است:

 لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران! ﴿١٧٧﴾
 
پی نوشت : دقت کنید  در بخشش مال اول خویشاوندان مقدم اند وبعد بقیه
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱

به شب اول ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت که حضرت على(علیه السلام) جاى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) خوابید، «لیلة المبیت» مى گویند.

خلاصه آن واقعه از این قرار است که در سال سیزدهم بعثت سران قریش در یک شوراى عمومى تصمیم گرفتند که نداى توحید را با زندانى کردن پیامبر یا کشتن و یا تبعید او خاموش سازند، چنان که قرآن کریم مى فرماید: «وَ إذ یَمکُرُ بِکَ الَّذیِنَ کَفَرُوا لِیُثبِتوکَ اَوْ یَقتُلوکَ أَو یُخْرِجُوکَ وَ یَمکُروُنَ وَ یَمکُرُ اللهَ وَ اللهُ خَیرُ المَاکِرینَ»; [1] به خاطر بیاور هنگامى را که کافران نقشه مى کشیدند که تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند و یا از مکه خارج سازند. آنها چاره مى اندیشیدند و نقشه مى کشیدند، و خداوند هم تدبیر مى کرد; و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است. سرانجام سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله، فردى انتخاب شود تا افراد منتخب در نیمه شب یک باره بر خانه حضرت هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدین طریق هم از تبلیغات او آسوده شوند و هم خون او در میان قبایل عرب پخش شود تا خاندان هاشم نتوانند با آنها به مبارزه برخیزند. فرشته وحى، پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت و به آن حضرت دستور داد تا از مکه به عزم مدینه خارج شود. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) حضرت على(علیه السلام) را از این نقشه آگاه کرد و به او فرمود: «امشب در خوابگاه من بخواب و رواندازِ سبزِ مرا به خود بپیچ تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه و در بستر آرمیده ام و مرا تعقیب نکند». آن گاه پیامبر مخفیانه به سمت غار ثور حرکت کرد و از خداوند درخواست نمود تا دشمن را از دست یابى به او گمراه کند و آنان نتوانند او را پیدا کنند ... . [2]

در روایات شیعه و اهل سنت آمده است که على(علیه السلام) این کار را انجام داد و خداوند به خاطر این کار به فرشتگان مباهات نمود و موقعى که پیامبر به سوى مدینه در حرکت بود، این آیه را در شأن حضرت على (علیه السلام) نازل فرمود: (وَ مِنَ النّاسِ مَن یشرى نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله و اللهُ رَئوفٌ بالعباد); [3] بعضى از مردم ـ با ایمان همچون على(علیه السلام) به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر ـ جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. از این رخداد بى نظیر مى توان به نتایج ذیل پى برد: درجه ایثار فوق العاده امام على(علیه السلام); تبعیت محض ایشان نسبت به فرمان الهى و نبوى (صلى الله علیه وآله); عشق و علاقه غیر قابل توصیف آن بزرگوار نسبت به رهبر و مقتداى خود; و این نکته که در مواقعى که اصل و اساس اسلام در خطر قرار مى گیرد مى باید بهترین شخصیت ها، حتى وجود مقدس على بن ابى طالب(علیه السلام) فدا گردد. نظیر آن را در ماجراى شهادت امام حسین (علیه السلام) براى حفظ اسلام مى توان دید.

پاورقی

[1] سوره انفال، آیه 30، ر.ک: تفسیر قرطبى، ج 7، ص 397، (داراحیاءالتراث العربى، بیروت).

[2] فروغ ولایت، استاد جعفر سبحانى، ص 45-57، بخش دوم از فصل سوم، مؤسسه امام صادق، 1374ش.

[3] احیاءالعلوم، الغزالى، ج 3، ص 378، (دارالهادى بیروت); تذکرة الخواص، ابن الجوزى، ص 35، (مکتبة النینوى الحدیثه، تهران); شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانى، ج 1، ص 123، ش 4، (مجمع احیاء الثقافة اسلامیه); الغدیر، علامه امینى، ج 2، ص 49 ـ 47، (دارالکتاب العربى، بیروت، 1398 هـ ق).

 برگرفته از سایت مذاهب اسلامی:  www.mazaheb.ir

پی نوشت : بعضی  به این ایمان امام  علی ایراد می گیرند می گیرند و می گویند که امام علی (ع) به این دلیل با اطمینان در جای پیامبر خوابید که پیامبر (ص) به ایشان گفته بود که آسیبی به شما نمی رسد!! که به این افراد باید گفت که اگر بنا براین هم باشد نشان از ایمان بالای امام علی (ع) به پیامبر (ص) گرامی اسلام است

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ٩ دی ۱۳٩۱
 بسم اله الرحمن الرحیم
در قرآن کریم در باره یهودیان درسوره بقره مطالبی آماده است که نشان از علاقه بیش از اندازه آنان به طول عمر دارد و قسمتی از نافرمانی های این قوم بیان شده که در زیر اصل وترجمه این آیات را می بینید
 
وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا ۖ قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ ۚ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُم بِهِ إِیمَانُکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ﴿٩٣﴾
 
و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم؛ و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم؛ (و گفتیم:) «این دستوراتی را که به شما داده‌ایم محکم بگیرید، و درست بشنوید!» آنها گفتند: «شنیدیم؛ ولی مخالفت کردیم.» و دلهای آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آمیخته شد. بگو: «ایمان شما، چه فرمان بدی به شما می‌دهد، اگر ایمان دارید!» 
 
قُلْ إِن کَانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ﴿٩۴﴾
 
بگو: «اگر آن (چنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید!» 
 
وَلَن یَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ﴿٩۵﴾
 
ولی آنها، به خاطر اعمال بدی که پیش از خود فرستاده‌اند، هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد؛ و خداوند از ستمگران آگاه است. 
 
وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَیَاةٍ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا ۚ یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن یُعَمَّرَ ۗ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ (96)
 
و آنها را حریص‌ترین مردم -حتی حریصتر از مشرکان- بر زندگی (این دنیا، و اندوختن ثروت) خواهی یافت؛ (تا آنجا) که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالی که این عمر طولانی، او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بیناست.
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۱

با سلام  داشتم دنبال سئوالی می گشتم مطلبی در باره اسم اعظم در سایت پایگاه شهر سوال دیدم که لینکش اینجاست مطلب رو اینجا در ج کردم تا شاید مورد استفاده باشد.

خصوصیات افرادی که اسم اعظم دارند چیست؟

اسم اعظم در اختیار بندگان خاص خدای متعال قرار دارد. امام صادق علیه السلام میفرمایند: بعیسى بن مریم دو حرف داده شد که با آنها کار میکرد و بموسى چهار حرف و بابراهیم هشت حرف و بنوح پانزده حرف و به آدم بیست و پنج حرف داده شد و خداى تعالى تمام این حروف را براى محمد صلّى اللَّه علیه و آله جمع فرمود، همانا اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرفست و هفتاد و دو حرف آن به محمد (ص) داده شد و یک حرف از او پنهان شد.[1]

و هر کسی توانایی فراگیری او را ندارد. عمار ساباطى می گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم فدایت شوم مایلم بمن اسم اعظم را بیاموزى. فرمود تو طاقت آن را ندارى. وقتى من زیاد اصرار کردم فرمود همان جا باش آنگاه از جاى حرکت کرده داخل اطاق شد، بعد مرا صدا زد که داخل شو. من داخل شدم. فرمود این چیست؟

عرض کردم فدایت شوم برایم توضیح دهید. گفت امام دست بر روى زمین گذاشت دیدم خانه در حال دور زدن است چنان ناراحت شدم که نزدیک بود از بین بروم. امام علیه السّلام خندید. عرضکردم فدایت شوم کافى است دیگر نمیخواهم.[2]

و اگر بخواهیم ویژگی اساسی دارندگان اسم اعظم را بشمریم، یکی از آنها انقطاع
کامل از غیر خداست که دل آنها صرفا متوجه خدا باشد و در هنگام خواندن خدا،
اصلا توجهی به غیر او نداشته باشند:

ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱

سلام

امسال دوتا از دوستانم مشرف شدن به خانه خدا

چند با زنگ زدم نتونستم تماس بگیرم تا بلاخره امروز با یکی از دوستان بودم تماس گرفتم؛ موفق  شدیم

.....   پرسیدم کجایی ؟

گفت : " مکه "

گفتم حاجی شدی؟

گفت: " اعمال رو انجام دادم ولی همان خری هستم که بودم! منتظرم برم صحرای عرفات ؛ تا که اونجا فرجی بشه"

گفتم :به یاد ما باش

گفت:" هر موقع که قرآن می خوانم به یاد بچه های کلاس قرآن و شما می افتم"

گفتم : هر که منو می بینه  از تومی پرسه

.....

پی نوشت 1:تو محل کار تقریبا کسی من بدون  این دوستم و  اون دوستم بدون من نمی بینه حالاوقتی منو می بینند از این دوستم می پرسند

پی نوشت 2: ما هفتگی یک کلاس قرآن  داریم با یک استاد به تمام معنی؛ وبچه هایی که با عشق میان؛ من فکر می کنم کلاس قرآن جایی برای روزهای مباداست ؛ یکی اش همینه که گفتم

 پی نوشت 3: چه رمزی در عرفات است ؟آیا عرفات محشر زمینه؟( عرفات بی دعای عرفه معنی نداره هر جا که هستید دعای عرفه امام حسین علیه السلام یادتون نره وبه یاد من نیز باشید) 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱
سود مند ترین تجارت از نگاه قرآن:
 
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ (10)
ای اهل ایمان، آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک (آخرت) نجات بخشد دلالت کنم؟
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ۚ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ (11)
به خدا و رسول او ایمان آرید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، که این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است.
یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَیُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (12)
تا خدا گناهان شما ببخشد و در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و در بهشتهای عدن جاودانی منزلهای نیکو عطا فرماید. این همان رستگاری بزرگ است.
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱

ماه مبارک به اواخر ش  نزدیک می شود ومتاسفانه آنچنان که باید نتوانستم از این ماه استفاده کنم.

از خدا می خواهد توفیق دهد که درک صیحیح این ایام به ما بدهد وتوانایی بهره برداری بهتر از ایام باقی مانده این ماه بزرگ را به همه ما عنایت کند.

متاسفانه سال به سال مردم در روزه خواری مسر تر می شوند ودوست دارند با اینکار خود را کسی نشان دهند ویا شاید می خواهند خود را درمقابل خدا قرار دهند

هر چند صبر خدا زیاد است و به قول دوستم می گه هیچ چیز خدا به آدما نرفته وگر نه فکر نمی کنم کسی زنده می موند!

همان طور که صبر خدا بی حد واندازه است خداوند  در برابر افراد مغرور اصلا کوتا نمی آید اصلا فکر می کنید شیطان چرا رانده شد؟

آنچه از آیات قرآن بر می آید شیطان به وحدانیت خدا اعتقاد دارد وحتی به قیمامت نیز ایمان دارد ولی این غرور و منیتش باعث شد از درگاه خداوند راننده شده است

خداوند کردنکشان را به طریقی از بین می رود که مثال زدنی باشد

 جالب است اینکه می گویند نمرود با یک پشه ای از بین رفت که از هر عضوی نقصی داشت مثلا یک شاخک نداشت ؛ یک دست نداشت و.. ویا اینکه موسی را در دامن فرعون پروراند تا به او بگویید که غرور ترا نگیرد و نمونه های دیگر نیز وجود دارد.

پس این سنت خداوند است که دماغ کردنکشان در برابر قدرت خداوند به خاک مالیده می شود.

 

پی نوشت 1: من آدم پاکی نیستم ولی می ترسم از اینکه مردم بی مهابا در برابر خدا می ایستند

 پی نوشت2: (آیات مرتبط)

قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ ۖ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ  
 
خدا به شیطان فرمود: ای ابلیس، تو را چه مانع شد که به موجودی (با قدر و شرافت) که من به دو دست (علم و قدرت) خود آفریدم سجده کنی؟آیا تکبر و نخوت کردی یا از فرشتگان بلند رتبه عالم قدس اعلا بودی (که نمی‌بایست سجده کنند).(ص 75)
 
 
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ  
شیطان عرض کرد: پروردگارا، پس مهلتم ده که تا روز قیامت زنده مانم.(ص 79)

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت همه دوستان

ماه مبارک رمضان وقتی میاد آدم غافل گیر میشه واسه اینکه سال قبل وقتی به پایان رسیده بود اساس می کنه اون جوری که باید وشایداستفاده نکرده وجا مونده بنابراین آخر ما از خودش دلگیر میشه وتصمیم می گیره سال بعد حتما آماده وارد این ماه شریف بشه.

ایام می گذره و این موضوع کم رنگ میشه یک مرتبه می بینه شعبان شدو رمضان شروع شد.

دلگیرم که چرا خودم را آماده نکرده ایم و می گیم بیا حداقل اعمال این ماه رو خوب  بجا بیاویم .... تکون می خوری یک روز دو روز ... ماه مبارک به نیمه رسید!!

عزم خودتوجرم می کنه که ایام قدر رو خوب درک کنی اما مگه گناهان آدم می زاره!!

کم کم داری آماده می شی ....

بحث ها شروع می شکه ؛ کی عیده؟

روز عید روز شادی چهره ات خندان از اینکه نماز عید خوندی و قنوت نماز عید..

   ...... الذی جعلت و للمسلمین عیدا ولمحمد صل الله ....

بعدش دلگیری شروع میشه..

    دلت حسابی برای رمضان تنک میشه ؛ آنقدر که ممکن بارها اشکت دربیاد

من می دونم که اینطوری میشه ولی .....

بیایم تا وقت است بیشتر استفاده کنیم

 تا می تونیم قرآن بخوانیم ؛قرآن

دعا کنیم برای دیگران

            خدا  یادمون نره ؛هیچوقت

           تا می تونیم دعاهای وارده یاتون نره

           سحرها رو دریابیم ؛ سحرها رو دریابیم

            کم تر حرف بزنیم تا گناهامون کمتر بشه

          به همدیگر مهربانی کنیم

         بدی ها رو کم کنیم ؛کم

          البته قبلش :

                    توبه کنیم  ؛توبه واقعی که با تمام وجود باشد

    از گناهان گذشته.

     واز کم کارها واز ظلم به دیگران واز اینکه

         حقوق دیگران را رعایت نکرده ایم تا شاید

        دلتنگی مان برای این ما ه بیشتر شود!!

                   .......

                 می شه؟؟

                 ای خدا می شه!!؟

پی نوشت:

 دعا : خدایا توفیق در ماه مبارک رمضان به ما عطا کن( آمین یا رب العالمین)

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱

با سلام

این موضوع  شاید برای ما بارها پیش بیایدکه بگوییم فلانی چه مسلمانیه با این رفتار ش ؟ویااینکه  این چه مسلمانیه و یا ما چه مسلمانی هستیم؟

من مدتی بود دنبال یک مطلب جالب بودم که یک مطلب جالب از سایت تبیان پیدا کردم با نام "پله پله تا خدا "که با توجه به نزدیکی ماه مبارک رمضان امیدوارم براتون جالب ومفید  باشه که در زیر می بینید:

 

 

سلوک

 


 

 

 

پایه ای ترین و ریشه ای ترین موضوع در باب اعتقادات مسأله ی "ایمان" است که در این ارتباط میان ایمان و اسلام نیز می توان تفاوتهایی قائل شد. به علاوه ی آن که خود ایمان دارای مراتبی است که عدم توجه به این موضوع سبب خواهد شد اعتقادات در سطوح و مراتب اولیه متوقف گردد و حال آنکه با تأمل و دقت در مراتب ایمانی، انسان بایستی بکوشد سطح ایمان خود را ارتقا دهد تا به حقیقت ایمان دست یابد. این نوشتار می کوشد نخست به تبیین تفاوت میان اسلام و ایمان و سپس مراتب ایمان بپردازد.

 

 

فرق بین اسلام و ایمان!

خداوند حکیم میان اسلام و ایمان به دوگانگی و تقسیم صراحت فرموده است و در سوره ی مبارکه ی حجرات صریحاً می فرماید: "قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا و لکن قولوا سلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم، اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید ولی بگویید اسلام آوردیم و هنوزایمان در قلبهایتان وارد نشده است." (حجرات /14)

این آیه شریفه در مذمت اعراب بنی اسد حجاز نازل گردید که در سال قحطی به مدینه ی منوره آمده و اظهار اسلام و ایمان نمودند و کلمیتن شهادتین برزبان جاری نمودند ولی چون ظاهراً تنها برای استفاده از تنعمات مدینه ی منوره اسلام آورده بودند خداوند آنها را در این آیه تکذیب نموده و می فرماید: ای رسول، اعراب بنی اسد و غیره که بر تو منت گذارده و گفتند ما ایمان آوردیم به آنها بگو ایمان نیاورده اید ولی بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دلهایمان وارد نشده است.

مۆمن باید دارای هفت صفت باشد) که عبارتند از بر و نیکویی، صداقت و راستی، یقین قلبی به خدا، رضا، وفا، علم، حلم و بردباری. پس این هفت صفت میان مردم تقسیم شده است و هر کس این هفت صفت را داراست مۆمن کامل است

مسلمین دو دسته اند!

براین اساس ظاهر آیه ی شریفه دلالت می کند بر آن که مسلمانان دو دسته هستند یک فرقه مسلمانان حقیقی که از روی قلب و عقیده ایمان به حقایق پیدا نموده اند که آنها را مۆمن می گویند و گروه دیگر مسلمانان ظاهری که برای اغراض و مقاصدی از ترس و یا طمع (مانند قبیله ی بنی اسد و غیره) فقط شهادتین می گویند و خود رامسلمان می خوانند ولی در معنا و حقیقت اسلام که ایمان معنوی باشد در قلبهای آنها اثری نیست ولو جواز معاشرت با آنها برحسب ظاهر داده شده است ولی به حکم قرآن "لیس لهم فی الاخرة من خلاق"یعنی در آخرت برای آنها ثوابی نیست. پس اقرار به شهادتین و تظاهر به اسلام به تنهایی سبب ورود معنوی به قلب و دل نیست.

 

اسلام بی ایمان؟!

بدین ترتیب معلوم شد که مسلمان بودن با مۆمن بودن دو مفهوم جدا هستند. اما ممکن است گفته شود اسلام بدون ایمان اعتباری ندارد. همان طور که به فرموده ی قرآن کریم برای مسلمانان زبانی که ایمان در قلبهایشان ورود پیدا نکرده است تنها تبعات دنیوی و معاشرت با مسلمانان جایز شمرده می شود و گرنه برای آنها در آخرت نصیب و بهره ای نخواهد بود.

اسلام

 

 

 

 

از سوی دیگر چگونه می توان اسلام و ایمان را در کسی ازیکدیگر جدا نمود و تشخیص داد که او مسلمان است ولی مۆمن نیست یعنی تنها اقرار زبانی و شهادتین را برزبان جاری نموده است ولی ایمان به خدا در جان و قلبش نفوذ ننموده است؟ به ویژه آنکه براساس دستور قرآنی ما موظف به این کنکاش و جستجو نیستیم و چه بسا جایز نیستیم چنین پرسشگری را انجام دهیم! "ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مۆمناُ، به کسی که به شما اظهار اسلام می نماید نگویید تو مۆمن نیستی." (نساء/94) در این صورت چگونه می توان میان اسلام و ایمان فرق گذاشت؟! زیرا ما مأمور به ظاهر هستیم که هر کس بگوید لاإله إلا الله و محمد رسول الله او را پاک و طاهر و مقدس و برادر دینی خود بدانیم و نفی ایماناز او ننمائیم.آیا این مطلب نمی تواند دلیل بر این باشد که اسلام و ایمان در حکم واحدند ؟

 

 مسلمانان برادرند!

در توضیح درباره آیه ی شریفه سوره ی نساء باید دانست که اولاً این آیه ی شریفه درباره ی شخص معینی نازل گردیده که آن اسامه بن زید و یا محلم بن جثامه لینی بوده است که گوینده ی لاإله إلاالله را در میدان جنگ به خیال آن که از ترس شهادتین گفته است و مسلمان گردیده است، به قتل رسانید. ازسوی دیگر با توجه به بیان عمومی آیه ی شریفه  تمام مسلمانان تا وقتی که عمل خلاف آشکار از آنها دیده نشود و منکر ضروریات نگردیده باشند و ابراز به کفر و تبری از دین ننموده باشند ، مسلمان و پاک هستند و با آنها معاشرت اسلامی می شود و از حدود ظاهر هم تجاوزنمی شود و به باطن آنها کاری نیست و حق تجسس در باطن اشخاص هم نداریم.

ایمان از اموری است که دارای درجات و مراتبی است که آن هم از امور باطنی و قلبی است و تنها خداوند متعال از حقیقت آن از انسانها خبر دارد و اولیای الهی به اذن پروردگار

 

 اما با همه ی اینها این به آن معنی نیست که اسلام و ایمان یکی اند! بلکه باید دانست که اسلام با اقرار لسانی حاصل می شود و ایمان از امور باطنی و قلبی است و گرچه ما جایز به تجسس در این مسأله درباره ی باطن افراد نیستیم اما در واقع و حقیقت چنین تفاوتی میان مسلمانان وجود دارد.

 

مراتب ایمان

از سوی دیگر خود ایمان از اموری است که دارای درجات و مراتبی است که آن هم از امور باطنی و قلبی است و تنها خداوند متعال از حقیقت آن از انسانها خبر دارد و اولیای الهی به اذن پروردگار. از امام جعفر صادق (ع) در روایت عمر و زبیری روایت شده است که فرمودند: "إن للایمان حالات و درجات و طبقات و منازل فمنه الناقص البین نقصانه و منه الراجیح الزاید رجحانه و منه التام المنتهی تمامه، برای ایمان حالات و درجه ها و طبقه ها و منازلی است بعضی از آن ناقصی است که ظاهر است نقصان آن و بعضی از آن ایمان، رجحان دارد و بعضی از آن ایمان تمام است که به منتهای کمال رسیده است." براساس این روایت شریف ایمان ناقص همان مرتبه ی اول از ایمان است که آدمی بواسطه ی آن از دایره ی کفر خارج و در حوزه ی مسلمانان داخل می گردد و جان و مال و آبرو و خون او در امان مسلمانان می باشد. مرتبه ی دوم ایمان راجح است که معنای آن ایمان کسی است که به واسطه ی واجد شدن بعضی از صفات ایمانی، ایمان او رجحان پیدا می کند برایمان کسی که فاقد آن صفات است. برخی از این صفات ایمانی در روایت شریفی از امام صادق (ع) مورد بررسی قرار گرفته است.

سلوک

 

حضرت فرمودند: إن الله تعالی وضع الایمان علی سبعة أسهم علی البرو الصدق و الیقین و الرضاء و الوفاء و العلم و الحلم. ثم قسم ذلک بین الناس فمن جعل فیه هذه السبعة و إلا سهم فهد کامل متحمل، به درستی که خدای تعالی ایمان را بر هفت قسم قرار داده است.(به عبارت دیگرو مۆمن باید دارای هفت صفت باشد) که عبارتند از بر و نیکویی، صداقت و راستی، یقین قلبی به خدا، رضا، وفا، علم، حلم و بردباری. پس این هفت صفت میان مردم تقسیم شده است و هر کس این هفت صفت را داراست مۆمن کامل است."

 

ایمان راجح!

براساس روایت شریف امام صادق (ع) ایمان در مرتبه ی دوم در کسی تحقق می یابد که به هفت صفت ایمانی نیکوکاری، صداقت، یقین، رضا، وفاداری، علم و بردباری مزیّن شده باشد. در این صورت او در مرتبه ی دوم ازمراتب ایمانی قرار دارد که نسبت به مرتبه ی اول ایمانش رجحان و برتری یافته است. امّا این بدان معنی نیست که هنوز ایمان کاملی را احراز نموده است بلکه براساس روایت شریف حضرت (ع) مرتبه ی دیگری برای ایمان متصور است که ایمان تام و تمام است .

خداوند حکیم میان اسلام و ایمان به دوگانگی و تقسیم صراحت فرموده است و در سوره ی مبارکه ی حجرات صریحاً می فرماید: "قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا و لکن قولوا سلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم، اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید ولی بگویید اسلام آوردیم و هنوزایمان در قلبهایتان وارد نشده است

ایمان تمام!

مرتبه ی نهایی ایمان، ایمان تمام است که درچنین مرتبه ای تمامی صفات حمیده و اخلاق پسندیده توسط فرد کسب شده اند. بدین ترتیب با توجه به مراتب ایمانی معلوم می شود که اسلام مرتبه ی اول و درجه ی اولیه ایمان است که قول صرف و اقرار به وحدانیت خداوند متعال و نبوت خاتم الانبیاء (ص) می باشد ، ولی حقیقت دین و ایمان در قلب وارد نگردیده همچنانکه رسول اکرم (ص) به فرقه ای از امت فرمودند: "یا معشر من أسلم بلسانه ولم یخلص الایمان تقلبه، ای جماعتی که اسلام آورده اید به زبان ولی ایمان در قلب شما خالص نگردیده است." بنابراین میان اسلام و ایمان فرق آشکارا وجود دارد ولی ما مأمور به باطن اشخاص نیستیم و حق تفتیش در اعمال مسلمانان را نداریم ولی این بدان معنی نیست که علائم ایمان را بیان ننماییم بلکه لازم است به دنبال عمل صالح رفته و صفات ایمانی را در خود پرورش دهیم و ازظاهر به باطن و از صورت به معنا و حقیقت ایمان برسیم!

 

چکیده سخن...

بر اساس شوهد قرآنی مسلمانان دو دسته اند ، عده ای که به ظاهر اسلام آورده اند یعنی ایمان در قلب آنها وارد نشده وعده ای که مومن خطاب می شوند زیرا ایمان در قلب آنها جای گرفته است. ازسوی دیگر ایمان دارای مراتبی است که مومنین براساس آن درجه بندی می شوند .

                                                                                                                                                        

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۱
درحین قرائت قران سوره مریم آیات 88 تا 93 رسیدم که بسیار جالب بود
با اینکه بار ها قرآن را از اول  تا آخر خوانده ام هر با که می خوانیم چیز جدید از آن بدست می آوریم در زیر به این آیات توجه می کنیم من خشم خدا را در این آیات دیدم ( پناه می بریم به خدا از خشم او):
 
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا( 88)
و کافران گفتند که خدای رحمان فرزند برگرفته!
 
لَّقَدْ جِئْتُمْ شَیْئًا (89)
(ای کافران) همانا شما سخنی بسیار زشت و منکر بر زبان آوردید.
 
تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا (90)
نزدیک است از این گفته زشت و عقیده باطل آسمانها از هم فرو ریزد و زمین بشکافد و کوهها متلاشی گردد.
 
أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًا (91)
چرا که برای خدای مهربان فرزندی (مسیح و عزیر و ملایک را) دعوی کردند.
 
وَمَا یَنبَغِی لِلرَّحْمَٰنِ أَن یَتَّخِذَ وَلَدًا (92)
در صورتی که هرگز خدای رحمن را (که منزه از مثل و مانند است) فرزند داشتن سزاوار نخواهد بود.
 
إِن کُلُّ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمَٰنِ عَبْدًا (93)
بلکه هیچ موجودی در آسمانها و زمین نیست جز اینکه خدا را بنده فرمانبردار است.
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ۚ ذَٰلِکَ أَدْنَىٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿۵٩﴾ سوره احزاب
 
ای پیغمبر (گرامی) با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند، که این کار برای اینکه آنها (به عفّت و حرّیت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند بسیار نزدیکتر است و خدا (در حق خلق) بسیار آمرزنده و مهربان است.
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠

 

مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ ...(قسمتی از آیه 3 سوره احزاب)

خدا در درون یک مرد دو قلب (و دو مبدأ ادراک و اراده) قرار نداده و..

تفسیر زیر ازکتاب شریف  المیزان علامه جلیل القدر طباطبایی (رحمت خدا بر اوباد )می باشد 

 

معناى جمله : (ما جعل الله من قلبین فى جوفه) و ارتباط آن را با قبل و بعد این جمله کنایه است از اینکه ممکن نیست کسى بین دو اعتقاد متنافى و دو راى متناقض جمع کند، اگر دو اعتقاد متنافى دیدیم باید بدانیم که دو قلب به آن دو معتقد است، یعنى دو فرد مخالف هر یک به یکى از آن دو اعتقاد دارند، و ممکن نیست یک فرد به هر دو معتقد باشد، و اینکه فرمود: (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه - خدا در جوف کسى دو قلب ننهاده ) منظور از آن بیشتر بیان کردن است، همچنان که در جمله (و لکن تعمى القلوب التى فى الصدور) نیز این زیادى آمده.

بعضى از مفسرین گفته اند: جمله مورد بحث زمینه چینى و مقدمه اى است که الغاى مساله ظهار و پسرگیرى را که بعدا بیان مى کند تعلیل نماید، براى اینکه ظهار (اینکه به همسرت بگویى پشت تو چون پشت مادرم است، و با این سخن او را بر خود حرام کنى ) جمع بین دو متنافى است، یعنى زوجیت و مادرى، و همچنین فرزند دیگران را فرزند خود خواندن دو متنافى است، که در یک قلب جمع نمى شوند: (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه ).

ولى به نظر ما بعید نیست که بگوییم آیه شریفه تعلیل مطلب قبل است، که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) را از اطاعت کفار و منافقین نهى مى کرد و به پیروى آنچه به وى وحى مى شود امر مى فرمود، جمله مورد بحث این امر و نهى را تعلیل مى کند و مى فرماید اطاعت خدا با اطاعت کفار و منافقین تنافى دارد، چون قبول ولایت خدا و ولایت آنان متنافى است، مثل توحید و شرک، که در یک قلب جمع نمى شود (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه ).

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠

خدایا ما را یک چشم بهم زدن به خودمان وامگذار که:

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى﴿ طه ۱۲۴ ﴾

  و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏کنیم

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
 
الم (1)
الم (بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده).
 
ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ(2)
 
این  کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است.
 
                                                                                                     سوره بقره
 
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦

با سلام با ‌ذخیره کردن این فایل به صورت رندم ایات قرآن نمایش می دهند

 


http://www.parsquran.com/data/verse.php?lang=far">>
علی احمدخانی پرشکوه
***********سلام خوش آمدید *********** پرشکوه اسم روستای محل تولد من در لنگرود در استان سر سبز گیلان است ****************************** ،روستای سرسبز ودیدنی است با مردمانی خوب وکوشا ، الان ساکن تهرانم و در سر هوای پرشکوه ! درس خوانده هنرستان شهید کلانتری لنگرود و دیپلم مکانیک هستم************* وبعد از دیپلم کاردانی الکترونیک گرفتم و الان مهندس الکترونیک هستم ودانشجوی کارشناسی ارشد رشته فناوری اطلاعات -گرایش تجارت الکترونیک هستم. ******* چندین سال سابقه کارهای الکترونیکی و کامپیوتری دارم و الان بیشتر کار کامپیوتری انجام می دهم! ****************** برای هم محله ای هاخوبم هم یک صفحه درست کردم بنام صفحه اختصاصی مطالب روستای پرشکوه ***************** خوب نیستم ولی خوبی و خوبان را دوست دارم************************** و دوست داشتن بی سعی وتلاش معنی ندارد ******************** راستی برای بهبود مطالب وبلاگ ، از نظرات ارزشمند تان بهره مندم فرمایید ****** *******عاقبت شما بخیر***********
مطالب اخیر: