گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

حاج بشیر کمالی مردی از مردمان پرشکوه با خاطرات جالب
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: حاج بشیر کمالی پرشکوهی ،حاج آقا صیحانی ،روستای پرشکوه ،بهشت وجهنم

در زمان کودکی من زمان زیادی رو با پدر بزرگم گذراندم وخاطرات زیادی از او دارم و این باعث شده با بسیاری از پیر مردهای روستا دوستی داشته باشم چیزی که الان متاسفانه اهمیتی به آن داده نمی شود .

متاسفانه خیلی از اونا از دنیا رفته اند( خدا رحمت شون کند) و بعضی از اونا در قید حیات هستند از جمله حاج بشیر کمالی

 حاج بشیر کمالی

هفته قبل برای شرکت در مراسم ختم یکی از فامیل به روستا رفتم ایشون نیز آنجا بود واین عکس موقع ایکه از خونه مرحومخارج شدم گرفتم

آقای کمالی سر زنده شوخ طبع والحمدولله سرحال هستند

متاسفانه همسرشون چند سالپ یش فوت کردند .

می گفت صبحانه قبل از اذان صبح می خورم نهار ساعت 10 وشام ساعت 4.5 البته بعد از نماز مغرب نیز یک چیزکی می خورم( به وقت قدیم )

گفتم خواب چی ؟

گفت خواب درست حسابی که ندارم قبلا ماهی سه بار قرآن رو ختم می کردم ولی الان نه

یک دوستی می گفت وقتی ما سرکار زمین  کشاورزی می ریم می بینیم ایشان چند ساعت قبل آمده وکلی کار کرده ( خدا حفظش کند)

یک خاطره نیز از حاج آقای روستا مون تعریف کرد(خدا رحمت کند حاج آقا صیحانی )

می گفت یک شب خواب پل صراط  و بهشت وجهنم رو دیدم وبعد دیدم که یکی از بزرگان داره به بچه شیر می ده به حاج آقا گفتم ؛ به من گفت تعبیرش اینه این آقا آدمی که خودش از علمش استفاده نمی کنه ولی دیگران از آن استفاده می کنند وفایده می برند.

پی نوشت1: پدرو مادرم همیشه می گویند حاج بشیر بخاطرکمکی که در قحطی سال 1350 به مردم کرده حتما به بهشت میره.

پی نوشت 2: حاج آقا صیحانی یک روحانی بزرگی بود که درسال 75 فوت کرد( خدا رحمتش کند) وما خیلی چیز از او یاد گرفتیم وبرکت وجودش باعث خیر بود وهست