گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

دنیا با همه بزرگی بسیار کوچک است
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: دوست ،تهران ،اداره ،پرشکوه

چند روز پیش دریکی از ایستگاههای مترو منتظر آمدن قطار بودن در ان شلوغی یکی چهره اش برای آشنا امد دقتی کردم دیدم یکی از بچه های روستا ما پرشکوه است ...

این موضوع چندین بار پیش آمده چندی پیش جلوی در آسانسور اداره منتظر آسانسور بود ؛ در آسانسور باز شد وآسانسور مملو از آدم بود و امکان ورود نبود در حین بسته شدن در متوجه چهره ای آشنا شده ؛ بلاخره نتوانستم آسانسور ار نگدارم به طبقات دیگر رفتم خبری از او نبود به همراهش که داشتم زنگ زدم ولی موفق نشدم....

دیروز که به خونه رفتم دیدم تلفن همراهم زنگ زد ویکی شروع کرد به اسم بردن از من وشوخی کردن دیدم همان دوست است ظاهرا پیگیری کرده بود واز دوستان دیگر شماره من را پیدا کرده بود.

با خودم گفتم دنیا با این بزرگی خیلی کوچک است.

پی نوشت یک : یاد ضرب المثل " کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد "  افتادم .

پی نوشت دو : شماره همراه یک از چیزهایی است که باعث شده ارتباط بین دوستان قطع نگرددد