گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

داستان دیگراز بی عقلی
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شهرداری ،تهران ،باران ،بی عقلی

 

 

دیشب داشتم برای کاری از خیابان عبور می کردم نم نم باران هوا را دل انگیز کرده بود، ازدور عده ای رو دیدم که در کنار خیابان جمع شده بود وقتی نزدیک تر شدم دیدم 7 الی 8 نفر از کارکنان شهر داری با لباسهای بارانی وچکمه در آنجا حضور دارند و یک سر میله گری را گرفته وسردیگرش که در  دریچه که به کانال های عبور آب منتهی می شوندرا ، فشار می دهند!!.

موضوع از این قرار است که شهرداری برای عریض کردن خیایان ودلایل دیگر تصمصیم گرفته که شکل جوی های  آب را تغییر دهد وبه زیر خیابان منتقل نماید بدین منظور درفاصله های که فکر می کنم بیش از 20 متر وگاها 50مترمی باشد  دریچه گذاشته است ! حالا که جوی زیر زمینی گیرکرده  با میل گردهای 10 الی 12 متری می خواهد مشکل را حل کند ولی نمی شود.

کارم که تمام شد وداشتم بر می گشتم به آن نقطه از خیابان که رسیدم دیدم یکی شان گفت : جمع کنید برایم کاری از ما ساخته نیست!

ظاهرا در زمان ساخت جوب به این مشکل فکر نشده است والان را ه چاره نیاز به میله گردهای 20الی 50 متری می باشد!! راستی فکر کنید چگونه این میله می تونند استفاده کنند!!

اینجا نمی دانم باید خندید ویا گریه کرد،  به حال  اومردمی که با مشکل عبور می کنند باید گریه گرد  ، ولی  به حال شهرداری و شهرداری چی ها ، چی ؟

پی نوشت : آن کلاس بالاهایی که آشغالها شونو تو جوی آب  می ریزند چه باید گفت؟