گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

غریب واقعی "ائمه بقیع (ع)وپیامبر اکرم(ص)"
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: ائمه بقیع ،پیامبر اکرم(ص) ،فاطمه الزهرا (س) ،مدینه النبی

مسجد النبی

وقتی به بقیع می روی دلت می گیرد از آن همه غربت و آن همه بی عقلی وهابیون

از آنجا نگاه می کنی به گنبد سبز پیامبررحمت(ص) ،می خواهی شکایت کنی به او می گویی برم جلوتر به حرم می رسی دلت می تبتد اشکت جاری می شود نمی فهمی چکار می کنی ،خودت را گم می کنی حرم دوست را می بینی که از میان قطرات اشکت بهم پیچیده است جلوتر می روی می خواهی خودت را بحرم بچسبانی وغصه خودت را خالی کنی ، نمی شود ، آه این دیگه چیست ، موانع ای که دور حرم است نمی گذارد به آرزوی دلت برسی نفست به سینه ات فشار می آورد چاره ای نیست.

سراغ خانه بی بی دوعلم را می گیری ،از آن فقط دری قفل زده به تونشان می دهند نمی توانی نزدیک شوی شورته ها به سختی مراقبن.

شرمنده می شوی ،خجالت میکشی ،به یاد می آوری که نزدیکی  معنوی با دل است می شینی گوشه ای درد دل می کنی با پیامبر اکرم(ص) ، باائمه بقیع (س)،باام البنین ، با گمشده شیعیان فاطمه الزهرا (س) ، صفایی که داری را نمی فهمی تا وقتی که خواستی بر گردی و وقتی برگشتی.

چه سخت است دل کندن از مدینه النبی ، جان کندن است