گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

مشکل ترین کار ها در تشرف به خانه خدا ومدینه النبی (ع)
ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مدینه النبی ،خانه خدا ،گناه ،توبه

تشرف به عمره که نصیب ما شد ،همه از مدینه النبی (ع)  سفر را شروع کردیم

مدینه  عشق است بخصوص  برای شیعیان،هرچند خیلی از بنا های خاطره انگیزه  از بین رفته ولی سیر کردن در هوایی که  پیامبر گرامی اسلام و امامان بزرگوار واصحاب باوفای آن نفس کشیده ، راه رفته اند و کارکرده اند، عبادت کرده اند ، دل انگیز است

مدینه شهر نزول رحمت خدا و  نزول ملائک است و  واکنون مدینه قدیم همه اش شده مسجدالنی (ع)


آدمی بو می کند ، بوی عشق می دهد هر مکانش و بقیع که دلهای عاشقان به هوای دیدنش می تپد که قبلا خارج از مدینه النبی (ع) بوده  واکنون چسبیده است به مسجد النبی (ع)

می گردی دنبال گم گشته شیعیان مادر سادات فاطمه الزهرا (ع)

و زمانی که می خواهی خداحافظی کنی چه سخت است ، مثل اینکه جانت را می گذاری و می روی!

ندیدم چشمی بدون اشک  این وصال را  را از دست بدهد به هر جان کندنی هست راه می افتی ،می روی ولی دلت توی مدینه النبی (ع) جا می ماند و تورا  امکان خدا حافظی نیست!!!

را می افتی به سوی مسجد شجره

اینجا جایی است که حاجیان احرام می بندند

چه سختی است ، سخت ، زبان نمی چرخد ، می ترسی از اینکه بگویی لبیک

می ترسی تورا به حرم راه ندهندو بگویند برگرد!

بدرون کعبه رفتم به حرم رهم ندادند      که برون کعبه چه کردی که درون کعبه آیی!

خیلی سخت است ، هر چه می خواهی فریاد بزنی ، بغض داخل گلو نمی گذارد.

یک عمر گناه کرده ایم اکنون آمده ایم پیش داور، داوری که خود شاهداست!!

خجالت می کشی از این همه گناهی که به همراه آورده ای !

می ترسی لبیک بگویی و بشنوی " لالبیک"!

همه لبیک می گویند ، تو  می ترسی ، شرم می کنی از این همه بار گناه!

دلت می شکند!

به یاد می آوری که " بدترین گناه نا امیدی به رحمت خداست"

دل گرم می شوی ، با خجالت و شرمندگی توبه می کنی و حنجره ات باز می شود!

لبیک اللهم لبیک لبیک لاشریک لک لبیک ان الحمد