گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

مادر
ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: شالیزار ،پدر و مادر ،روز مادر ،دین

تا یادم می آید ازگذشته  ، از زمان بچه گی از اون کوچکی ها یادم می آید همیشه به همراه مادرم بودم

 

در آن بچه گی همیشه هر روز صبح که بیدار می شدم مادرم صبحانه را آماده کرده بود و زمانی برای صبحانه و زمانی برای جمع کردن وسایل کارکشاورزی  ، در این بین آماده سازی غذا خود در بین کارهار دیگر درحال انجام بود .

حسابش را بکنید؛ کار  خانه ، نگهداری از مرغ و خروس ها ، کار شالیزار ،  چیدن چای ، نگهداری از بچه ها  .. عجب توانی داشتن این مادران ما!

یادش بخیر همیشه با همه وجودشان کار می کردند بدون کمترین چشم داشتی و بدون ناز وافاده امروزی !


همیشه زمانی برای مهربانی بود ، اگر پدر کار می کرد - که همیشه مشغول بود- هر جای کار که می لنگید مادرم بود که به کمک می آمد ،تا زمانی ما فهمیدیم که باید کمک کرد، یک خورده از کارهای  قبلی اش کم شد و کارهای جدیدی برآن افزوده شد.

اینکه می گویند زنها طالب دنیایند من از مادرم هیچ ندیدم ،هیچ، مگر نه این است که امروز ولادت بی بی دوعالم فاطمه زهرا علیه السلام است و مگر نه اینکه مادر ایشان ،ام المومنین خدیجه کبری زنی ثروتمند بود که تمام ثروتش را برای دین اسلام خرج کرد؟! و این مادر از مکتب این زنان بود ، بی چشم داشت و با عشق به شوهر و فرزندان ، با تمام وجود برای زندگی خود کوشش می کرد ، واما در لابه لای کارها  همیشه عشق به چهارده معصوم را در گوش ما زمزمه می کرد تا با گوشت و پوست و استخوان ما اجین شود و اینگونه شد

اما آن چیز که دلم را به درمی آورد این است که این زن در مقام مادر هیچ وقت از ما چیزی نخواست ، هیچ نه از ما، نه از پدرم بعنوان همسرش

همش گذشت ، اگر ما نگاه محبت انگیزی به او داشته باشیم و دلش را شاد کنیم ، برق نگاهش در اعماق دل ما نفوذ می کند.

واما او بدون خواسته ای از ما باقی مانده است جز یک چیز  از ما نی خواهد ، فراموشش نکنیم!!

آن زمان که همه مان به فکر بچه های خودمانیم و سرگرم زندگی خود یادمان نرود که مادرمان منتظر ماست

به یک سر زدنی ، به یک سلامی ، با یک تلفنی دلشان را شاد کنیم ، همین!!

وقتی گرفتار می شوید به هر دری می زنیم که مشکل مان را حل کنیم ، یادمان می رود که پدر و مادر حلال مشکلاتند ، نه اصلا دلگیری ایشان است موجب مشکلات ما !

تعجب نکنید ؛ وقتی گرفتار شدید ، وقتی خسته شدید ، وقتی دنیا تنک شد پناه ببرید به خدا و یادی کنید از پدر و مادر ، بخصوص مادر که به حرمت ایشان البته خدا مشکلاتتان را حل می کند ، یادتان نرود

من از مادر دورهستم ولی از راه دور دستت را می بوسم  و فریاد می زنم ،

                     مادر جان روزت مبارک و رضوان خدا نصیبتان باد

و گرامی باد یاد و خاطره مادران چشم به راه فرزندان ،مادران شهدا