گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

روزهای برفی +عکس
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: روستای پرشکوه ،پرشکوه ،عکس ،برف

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد ولله چند روزی است که کل ایران  برف آمده و خیلی ها خوشحال شدن و البته بعضی هم نا راحت( البته حق دارندچون هم ضرر مالی خوردن و هم مشکلات دیگر)

اما برف نعمت بزرگی است و یکی از نشانه های قدرت وعظمت پروردگار می باشد.

خدایی شکر می کنیم  که سرما می آفریند با این همه  شدت ، گرما می آفریند با آن همه حرارت که آدم نزدیک است از شدت گرما بمیرد!

امسال  روستای ما برف زیاد آماده ( 60 الی 80 سانتی متر) اما در تهران اطراف خانه ما به چند سانتی متر می رسد این عکس رو خواهرم برام فرستاده و بچه های روستا می دونند این کجاست.

برف روستای پرشکوه 14/11/92

عکس برفی روستای پرشکوه14/11/92 (کلیک کنید بهتر ببینید)

 


یکی از مشکلات زمان بارش برف قطعی گاز و برق و تلفن است که امسال ظاهرا" تلفن خانه ماقطع شده و الحمدلله بقیه مشکل ندارد

یکی دیگر از مشکلات قطع ارتباط با شهر و مشکلات ناشی از آن است،یادم می آید قبلا" شهرداری کومله و یا جهاد ( حتی در زمان جنگ)در اسرع وقت می آمدن جاده رو باز می کردن ولیکن مثل اینکه الان که همه چیز خصوصی شده تکلیف معلوم نیست.

اون موقع اگه مدسه ها تعطیل می شد کار ما این بود برویم شکار پرنده با تیر کمان ( رزین)، تفنگ بادی و بعضی هم با تفنگ سر پر و تفنگ پر و یا تله گذاری برای گرفتن پرندگان

اون موقع ها گاهی استخرهای روستا  از شدت سرما یخ می زد و می تونستید روی یخ ها یش راه بروید ! و البته این کار افراد با دل و جرات  بود چون هر لحظه احتمال شکستن بود

اون سالها که مسیر شالنگه  تازه جاده سازی شده بود بعضی هم می رفتند با تویوپ برف بازی !( که البته فکر می کنم الان امکانش نباشد)

ما یک تله خاصی داشتیم که مخصوص خودمان بود! تشت تله!

این تله با تشت درست می شد ، یک جای دون می پاشیدیم و زیر یک تشت چوبی می گذاشتیم و وقتی  گنجشک می آمد این چوب را باطنابی که بهش وصل بود می کشیدیم و گنجشک بیچاره گرفنار می شد.!

البته اگر وارد کار نبودی وقتی گنجشک رو می خواستی از زیر تله بگیری در می رفت !

که بعدا" پیشرفته اش کردیم با یک سرند شن!

خلاصه طبیعت بود و ما والبته زیاده روی نمی کردیم

زمستان ها همیشه چکمه پلاستیکی (بوت) پای مان بود و در هوای برفی چیزی لازمی بود.

زمانی که برف یخ می زد می تونستیم روی برف هایی که بوته های جای را پوشانده بود راه برویم و وقتی برف شل می شد برف سواخ می شد و می رفتیم پائین و چکمه مان پر از برف می شد و به زور خودمان را بالا می کشیدیم!

اگریخبندان می شد،احتمال یخ زدگی مرکبات زیاد بود و اولین چیزهایی که خراب می شد لیمو شیرین و  نارنگی بود

والبته تمام تعطیلات عید کارمان جمع کردن و سوزاندن شاخه های مرکبات بود و شخم زدن باغات چای و مرکبات

...

سخت بود ، سخت ، ولی لذیز بود ، خوشی و شادابی که سختی ها  درمقابلش زانو می زدند.

خوش به حال روستائیان و یادش بخیر آن ایام خوشی و سر مستی

بعد نوشت:با شروع فصل زمستان لازم است  اتومبیل از هر لحاظ آماده باشد  مجهز به ضد یخ و مایع شیشه شور گردد علاوه براین نجیر چرغ ، دستکش ضیدآب ، چند کیلو شن ویا شن و نمک جزو ضروریات است ، علاوه بر این درمسافرت خوراکی و نوشیدنی  و بنزین پر یادتان باشد و پتو فراموش نشود ،در امان خداوند و مسافرتها بی خطر