گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

28 صفر سرآغاز مشکلات ناشی از حب قدرت و دنیا طلبی
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: امام زمان (عج ) ،امام رضا علیه السلام ،امام حسن مجتبی (ع) ،پیامبر اکرم(ص)

سلام بر شما

28 صفر روز وفات پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت خاتم محمد مصطفی درود خدا بر او  خاندان پاکش باد و شهادت سبط اکبر ، کریم اهل بیت ،امام حسن (ع) است .

و روز آخر صفر نیز شهادت امام هشتم شیعیان امام رضا (ع) بدست مامون(لعنت خدا بر رو باد ) می باشد.

اما در چنین روزی اتفاقی افتاد که باعث بسیاری از بدبختی ها نه تنها مسلمین بلکه همه مردم دنیا است.

شنیده اید که در آخرین لحظات عمر شریف رسول الله(ص)  ایشان در خواست کرده اند که کاغذ وقلمی آماده کنند و تا چیزی را دستور بدهد تا بنگارند(وصیت) تا امت اسلام گمراه نشوند.

 


اما منافع دنیوی افرادی باعث شد تا در برابر رسول خدای که به گواهی خدا در قرآن کریم ،از او هیچ سخن بیهوده ای سر نمی زندقد علم کنند و آن جمله معرف را از گلوی نامبارک خود بیرون برانند که آدم از نوشتن آن ویاد آوری آن شرمسار می شود.

هرچند دشمنی و دنیا دوستی این افراد در تاریخ اسلام برای اولین بار نبود و حتی به گواهی تاریخ بارها تصمیم به قتل رسوالله(ٌص) گرفته بودند ،لیکن این اولین باری بود که  باعث شد جلوی خیری عظیم گرفته شود.

اگر نبودند این افراد و اگر نگاشته می شد آن نسخه نجات بخش ، دنیا راهی دیگر می پیمود و اسلام واقعی شناخته می شد ، نه آن اسلامی که در دنیای کنونی با خونریزی و شقاوت و سلفی گری شناخت می شود، ولی صد حیف نشد آن چیز که باید می شد.

اگر این منشاء نفاق به نتیجه نمی رسید کسی جرات نمی کرد در خانه نوه رسول خدا (ص) زندگی کند وآن چنین خائنانه عمل کند که نتیجه آن شهادت جانسوز سید جوانان اهل بهشت امام حسن (ع) مجتبی باشد.

ما نمی دانیم برای چه بگریم، برای غم از دست دادن پیامبر رحمت حضرت محمد(ص) گریه کنیم و یا برای مظلومیت ایشان در آخرین لحظات زندگی وبی احترامی به ایشان و یا برای خیانت همسر امام حسن مجتبی (ع) و یا برای تشیع جنازه غم انگیز ایشان.

 

چه بگویم برای آن روزی که نا پاکان سد راه پاکان شدند و کینه را به جایی رساندن که به جنازه این تنها ترین سردار نیز رحم نکردند و باتیر جنازه را به تابوت دوختند! 

چه بگویم

چه بگویم  از این آخر سفر ، چه غم انگیز است

آن هنگام که بعضی شیعیان را دشمنان را می پیمایند و خار چشم مولای ما امام مهربان ما، امام رضا(ع) می شوند ،شاید بهتر باشد بگویم این عده گرگان در لباس دوست بودند .

سرآمد آنان مامون بود که خود را در نظر شیعیان پیرو آن امام بزرگوار جلوه می داد و چه خونها که در جگر امام مهربان ما نکرد (خدا لعنت کند مامون و همه کسانی که این چنین اند).

بهر حال این غمها برای شیعیان تمامی ندارد لیکن غم بزرگ غمی است که دل مولای مان مهدی (عج)را بیشتر به درد می آورد.

هر روز که که اعمال ما را به مولای ما حجه ابن الحسن(ع) عرضه می کنند دل مولای ما از این همه بی محبتی ما ،که خود را دوست او می دانیم می شکند ، محب و این که دل آزاری؟!

بیاید در این روزهای ماتم و غم ، دل مولای مان امام زمان علیه السلام را با گناهانمان کمتر بلرزانیم

پی نوشت: خدایا کمک کن که با دوری از گناه  باعث شادی دل امام زمان (ع)مان باشیم، آمین یارب عالمین