گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

داستان
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: اداره ،جالب ،داستان ،حساب

مگه چیه!

27/07/92

دیروزداشتم از خیابانی عبور می کردم

از رو برو آقایی را دیدم که کالسکه ای را هل می دهد و می آمد ، نگاهم به آن افتاد  و با نگاهم  تعقیبش می کردم

مرد نزدیک تر شد با تعجب دیدم داخل کالسکه فقط یک ساک است ،با تعجب به کالسکه نکاه می کردم

مرد از کنارم گذشت گفت: " مگه چیه "!

 

40 درصد از 60 هزار تومان!

نمایشگاه کتاب در اداره برپا شده بود، با 60دصد تخفیف

کتاب ها جالب کم بود ، ناشر می گفت 40درصد تخفیف با فروشنده است و 20 درصد به عهده سازمان

داشتم کتابها را بررسی می کردم، همکاری از من سراغ کتابی را گرفت مشغول یافتنش بودیم که فروشنده راهنمایی کرد و یکی از کتاب ها را به این همکارمان داد.

این همکارما با دوستش بودند ،من مشغول دیدن بقیه کتابها بودم و اینجوری شنیدم

" قیمتش چنده .....    60 هزار تومان     ...       حساب کنیم که 40درصدش چقدر میشه!...      60*40 میشه 2400  ... نه وایستا در 0.4 ضرب کنیم ( نگاه کردم دیدم موبایلش را در آورده  و داره حساب می کنه!!) ... می شه 60*0.4 =24 هزار توان !

تعجب کردم  این شخص فکر کنم تو ی یک قسمت حسابداری سازمان ما کار می کند و می دانم که لیسانس و احتمالا" کار شناس است چیز به این سادگی را نمی تواند در ذهنش حل کند!!

 11111