گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

زود قضاوت نکنیم
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

صبح های زود که دارم به سرکار می آیم اتفاقات عجیبی می افتد

سوار ماشین مسافر کشی شدم  بعد از گذشت یک فاصله یکی دست نگهداشت وسوار شد کلی از مسیر که گذشتیم،پشت چراغ قرمز بودیم وهمه هواسشون به چراغ قرمز یک مرتبه یکی اومد جلوماشین وبه اونی که بعد از من سوار شده بود گفت : " اداره مگه نمی یایی بیا بریم "

مردمسافر پیاده شد ورفت بدون اینکه کرایه بده وراننده هم چیزی نگفت ولی من متعجب بودم از اون طرف مسیری تقریبا طولانی مسافر سوار شده بود وحق راننده گرفتن کرایه بود از طرفی از رفتار راننده متعجب شدم که چیزی نگفت

چراغ سبز شد وحرکت کردیم وبه چراغ قرمز بعدی رسیدیم

دیدم مسافرپیاده شده بدو بدو آمد ودر حالی که کرایه روبه راننده می داد  گفت: " ببخشید یادم رفته بود کرایه بدم"

ظاهرا بنده خدا در اون اول صبحی از اینکه یک مرتبه دوستش بهش گفته بود بیا بریم شوکه شده بود

من نیز به این نتیجه رسیدم که نباید زود قضاوت کرد