گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

امان از رسوائی آدمی !
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: گناه ،رسوائی ،امام علی (ع) ،داستان

دوستی پری روز می گفت:

یکی از همکاران ما تصادف کرده ، خودش کشته شده و بچه اش تو کما است ، و زنش  هم سالمه!

دیروز دیدمش ،گفت  :

اونی که گفتم دیروز تصادف کرده ، می دونی جریانش چی بوده؟

گفتم: چی بوده؟

گفت :  مثل اینکه تو تعطیلات  زن و بچه ش رو می فرسته شهرستان ولی خودش می مونه تهران!!

وقتی تصادف کرده یک زن یا دختر ی رانندگی می کرده !

ماشین به گاردرید اتوبان می خوره و این مرده از ماشین پرت میشه بیرون و یک کامیونی می یاد از روش رد میشه و....!!

زن هم دست و پاش مشکنه  وپلیس با توجه به کارت شناسایی اش زنگ می زنند به محل کارش!!

به زنش که میگن میگه نمی دونم ، من مدتهاهم شناسنامه اش رو ندیدم !

بعد مکثی کرد و گفت :

           بیچاره زنش ، تو این شرایط باید گریه کنه ، شاد باشه ، غمگین باشه؟!

گفتم: امان از رسوائی ، خدایا ما رو اینجور رسوا نکن که فرصت برگشت نباشیم

پی نو شت : امان از رسوائی روز قیامت و از محاکمه آن روز که قاضی خود شاهد است.

پی نوشت 2 : روایتی از امام علی (ع)  داریم که می فرمایند خوشبخت ترین افراد کسانی هستند که در آن روز جای پایی برای ایستادن پیدا کند (قریب به این موضوع)  ، خدایا ما رو رسوا نکن نگران