گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

اگر کسی را بشناسیم باید رفتارمان فرق کند
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: اداره ،اخلاق ،داستان خنده دار ،رئیس

چندسال پیش یک قسمتی کار می کردیم که یک حالت خدماتی داشت

برای من اغلب شخصی که مراجعه می کرد فرق نداشت که کی باشد وبه نوبت رعایت می شد مگر در مواقع خاصی که رئیس ما خیلی اصرار می کرد ویا اورژانسی بودنش معلوم بود.

یک روز یکی از همکاران زنگ زد و مشکلی رو مطرح کرد  گفتم :"باشه انجام می دیم"(ظاهرا قبلا برای رفع مشکل اقدام شده بود و مشکل حل نشده بود)  من شناختمش  ولی آقای "م"  که رئیس دفتر یکی از این آقایون بود ،منو نشناخت

دلش پر بود و شروع کرد به تهدید گفت: " من بیچاره تان می کنم الان زنگ می زنم به فلان رئیس و.....

هی گفت و گفت من می خندیدم و می گفتم:


"برور هر کاری می خواهی بکن ، به هر کی می خواهی بگو ، هر چی دستت می رسه انجام بده" وهی می خندیم

تصورش رو بکنید آتش گرفته بود و دیگر حرفی نداشت بزند وساکت شد.

چند بار از من پرسیده بود، من که می خواستم سربه سرش بگذارم طفره رفته بودم و جواب نداده بودم!!

وقتی ساکت شد آروم بهش گفتم : " من احمد خانیم "

از خنده روده بر شدو گوشی رو گذاشت !!!

هنوز که هنوزه منو می بینه ریسه می ره!! من بهش می گم کاری با من نداری!!

راستی؛ فرض کنید در موقیت قرار گرفته اید که باید  مشکلات دیگران را حل کنید، آیا در رفتارتان بین کسانی که می شناسید ویا نمی شناسید تفاوت قائل می شوید؟

پی نوشت : من با آقای " م" قبلا در یک قسمت با هم همکار بودیم