گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

زن ؟ پیر زن؟ شیرزن؟
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نماز ،مسجد ،اذان ،مهدی (عج )

دیشب رفته بودم مسجد مهدی قائم(عج) نماز مغرب شروع شده بود

نمی دونم به چه دلیلی قمست خانم ها پرده اش را بالازده بودند و به قول خانم ها مردها اشغالش کرده بودند و خانم ها بالانشین شده بودن.

اغلب شب های که این مسجد می رفتم مکبر داشت وامشب خبری نبود و فقط صدای ضعیف امام جماعت شنیده می شد!

این هم بگم تو اطراف خانه ما این یکی از بهترین مساجده ، ازنظر روحانی که فردی با صبر وحوصله بالا و معنوی ودلنشین ،با مردمی ساده و جوانان وکودکان در مسجد تعدادشان زیاداست وبه قول معرف این مسجد یک مسجد زنده است .

نماز که تموم شد فوری صدای فریاد خانم مسنی  از بالا آمد:

" حاج آقا این چه نمازیه که خوندنیم؟ پائین مسجد رو از ما گرفتین و ما رو فرستادین بالا! صدا که نمیاد، نفهمیدیم کی باید رکوع بریم کی باید سجده کنیم ، می خواین یک کارکنید که ما دیگر مسجد نیایم؟! هر کاری کنید ما به مسجد میایم و مسجد رو ترک نمی کنیم"!!! (قریب به ابن مضمون)

مردها مونده بودن چه کار کنند و چه بگن

هیچ کس حرفی نزد (چون حرفی نمونده بود) ، بیچاره حاج آقا که در این موضوع هیچ تقصیری نداشت، خادم را صدا کرد و ازش توضیح خواست و برای نماز اعشا مکبرش کرد

پی نوشت: این مسجد برنامه های متنوع وخوبی داره و هر روز نماز صبح نیز به جماعت برگزار می شه برخلاف بعضی مساجد که حتی اذان صبح را هم پخش نمی کنند.