گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

گفتارى در عمر صنف انسان و انسانهاى اولیه از تفسیر المیزان
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تفسیر المیزان ،نسل بشر ،قرآن ،امام صادق(ع)

متن زیر از تفسیر المیزان در ابتدای سوره نسا می باشد

 

در تاریخ یهود آمده است که : عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تاکنون ، بیش از حدود هفت هزار سال نیست که اعتبار عقلى هم کمک و مساعد این تاریخ است ، براى اینکه اگر ما از نوع بشر یک انسان مرد و یک زن را که با هم زن و شوهر باشند فرض کنیم که در مدتى متوسط نه خیلى طولانى و نه خیلى کوتاه با هم زندگى کنند ، و هر دو داراى مزاجى معتدل باشند ، و در وضع متوسطى از حیث امنیت و فراوانى نعمت و رفاه و مساعدت و ... و همه عوامل و شرایطى که در زندگى انسان مؤثرند قرار داشته باشند و از سوى دیگر فرض کنیم این دو فرد در اوضاعى متوسط توالد و تناسل کنند ، و باز فرض کنیم که همه اوضاعى که در باره آن دو فرض کردیم در باره فرزندان آن دو نیز محقق باشد ، و فرزندانشان هم از نظر پسرى و دخترى بطور متوسط به دنیا بیایند ، خواهیم دید که این انسان که در آغاز فقط دو نفر فرض شده بودند ، در یک قرن یعنى در رأس صد سال عددشان به هزار نفر مى‏رسد ، در نتیجه هر یک نفر از انسان در طول صد سال پانصد نفر مى‏شود .

 

آنگاه اگر عوامل تهدیدگر را که با هستى بشر ضدیت دارد ( از قبیل بلاهاى عمومى ، یعنى سرما ، گرما ، طوفان ، زلزله ، قحطى ، و با ، طاعون ، خسف ، زیر آوار رفتن ، جنگهاى خانمان برانداز و سایر مصائب غیر عمومى که احیانا به تک تک افراد مى‏رسد ) در نظر بگیریم و از آن آمار که گرفتیم سهم این بلاها را کم کنیم ، و در این کم کردن حداکثر را در نظر بگیریم یعنى فرض کنیم که بلاهاى نامبرده از هر هزار نفر انسان نهصد و نود و نه نفر را از بین ببرد ، و در هر صد سال که بر حسب فرض اول در هر نفر هزار نفر مى‏شوند ، غیر از یک نفر زنده نماند .

 

و به عبارت دیگر : عامل تناسل که باید در هر صد سال دو نفر را هزار نفر کند تنها آندو را سهنفر کند ، و از هزار نفر تنها یک نفر بماند ، آنگاه این محاسبه را به طور تصاعدى تا مدت هفت هزار سال یعنى هفتاد قرن ادامه دهیم ، خواهیم دید که عدد بشر به دو بلیون و نیم مى‏رسد ، و این عدد همان عدد نفوس بشر امروزى است ، که آمارگران بین المللى آنرا ارائه داده‏اند .

 


پس اعتبار عقلى هم همان را مى‏گوید که تاریخ گفته است ، و لیکن دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح ژئولوژى معتقدند که عمر نوع بشرى بیش از ملیونها سال است ، و بر این گفتار خود ادله‏اى از فسیل‏هائى که آثارى از انسانها در آنها هست ، و نیز ادله‏اى از اسکلتسنگ شده خود انسانهاى قدیمى آورده‏اند ، که عمر هر یک از آنها به طورى که روى معیارهاى علمى خود تخمین زده‏اند بیش از پانصد هزار سال است .

 

این اعتقاد ایشان است لیکن ادله‏اى که آورده‏اند قانع کننده نیست ، دلیلى نیست که بتواند اثبات کند که این فسیل‏ها ، بدن سنگ شده اجداد همین انسانهاى امروز است ، و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلت‏هاى سنگ شده مربوط است به یکى از ادوارى که انسانهائى در زمین زندگى مى‏کرده‏اند ، چون ممکن است چنین بوده باشد ، و دوره ما انسانها متصل به دوره فسیل‏هاى نامبرده نباشد ، بلکه انسانهائى قبل از خلقت آدم ابو البشر در زمین زندگى کرده و سپس منقرض شده باشند ، و همچنین این پیدایش انسانها و انقراضشان تکرار شده باشد ، تا پس از چند دوره نوبت به نسل حاضر رسیده باشد .

و اما قرآن کریم بطور صریح متعرض کیفیت پیدایش انسان در زمین نشده ، که آیا ظهور این نوع موجود ( انسان ) در زمین منحصر در همین دوره فعلى است که ما در آن قرار داریم ، و یا دوره‏هاى متعددى داشته ، و دوره ما انسانهاى فعلى آخرین ادوار آن است ؟ .

 

هر چند که ممکن است از بعضى آیات کریمه قرآن استشمام کرد که قبل از خلقت آدم ابو البشر (علیه‏السلام‏) و نسل او انسانهائى دیگر در زمین زندگى مى‏کرده‏اند ، مانند آیه شریفه :

 و اذ قال ربک للملائکه انى جاعل فى الارض خلیفه قالوا ا تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء

 که از آن بر مى‏آید قبل از خلقت بنى نوع آدم دوره دیگرى بر انسانیت گذشته، که ما در تفسیر همین آیه به این معنا اشاره کردیم .

..........

در کتاب توحید از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایتى آورده که در ضمن آن به راوى فرموده : شاید شما گمان کنید که خداى عز و جل غیر از شما هیچ بشر دیگرى نیافریده ، نه ، چنین نیست ، بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آدم از آن آدم‏ها هستید .

 ابن میثم نیز در شرح نهج البلاغه خود حدیثى به این معنا ازامام باقر (علیه‏السلام‏) نقل کرده و صدوق نیز همان را در کتاب خصال خود آورده .

و در خصال از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که فرمود : خداى عز و جل دوازده هزار عالم آفریده که هر یک از آن عوالم از هفت آسمان و هفت زمین بزرگتر است و هیچیک از اهالى یک عالم به ذهنش نمى‏رسد که خداى تعالى غیر عالم او عالمى دیگر نیز آفریده باشد .

و در همان کتاب از امام باقر (علیه‏السلام‏) روایت کرده که فرمود : خداى عز و جل در همین زمین از روزى که آن را آفریده ، هفت عالم خلق کرده ( و سپس بر چیده ) و هیچیک از آن عوالم از نسل آدم ابو البشر نبودند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر آدم ابو البشر را بیافرید و ذریه‏اش را از او منشعب ساخت ... .

بله در بعضى از روایات وارده از ائمه اهل بیت علیهم السلام مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشریت را قبل از دوره حاضر اثبات مى‏کند