گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

حوادث عجیب ، گرفتار شدن گربه
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: داستان ،گربه ،میوه فروش سر کوچه ،حادثه

سلام

رفته بودم میوه فروشی میوه بگیرم

دیدم جلوی میوه فروشی  یک ماشین پارک شده وکاپوت ماشین بالاست مثل اینکه دارن تعمییرش می کنند وصدای جیق گربه بگوش می رسدسوال

دیدم یک مرتبه افرادی که دور ور ماشین بودن خودشونو کشیدن کنارتعجب

رفتم جلو دیدم یک گربه توماشین لای تسمه ها گیرکرده !!!

راننده دستش رو تو پلاستیک کرده بود تا گربه را نجات بده

می گفت: " ماشین رو اینجا پارک کردم و میوه خریدم، بعد که آمدم استارت بزنم صدای استارت خودرو در نیامد و صدای گربه آمد!!

همه حسابی دلشون برای گربه می سوخت ولی تا می رفتن بهش دست بزنند و درش بیارند، گربه با  آنها حمله می کردناراحتلبخند

بلاخره تصمیم بر این شد ماشین رو تو دنده بزارن وحرکت بدن اول به عقب حرکت دادن صدای گربه درآمد، بعد به جلو حرکت دادند دیدم  کم کم آزاد شد

  جستی زدو در رفتهورا

پی نوشت : ظاهر گربه رفته بود خودشو به رادیاتور آردی چسبانده بود تا  گرمشه که به این بلا گرفتار شده بود