گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نماز در باده گلگون اثر میرزا جواد آقای ملکی تبریزی
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: نماز ،میززآجوادآقای تبریزی ،باده گلگون ،جالب

با سلام

مطلب زیر در باره نماز از کتاب باده گلگون نوشته میرزا جواد آقای ملکی تبریزی است

این کتاب به راستی یکی از جالب تریت کتابهایی دینی است که تا کنون مطالعه کرده ام که در آن از احادیث ائمه وقرآن مجید استفاده های فراوانی شده است:

 وقت زیارت حضرت دوست‏

[بدان اى طالب لقاى حضرت دوست که‏] از مولى امیرالمؤمنین (علیه السلام) در تفسیر قد قامت الصلوه رسیده که آن حضرت فرمود: یعنى وقت زیارت و دیدار فرا رسید . 

 تأثیر نماز در ترک گناه‏

[اى برادر عزیز!] روایت شده که یکى از انصارى که با رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نماز مى‏خواند، مرتکب اعمال زشت هم مى‏شد؛ این را براى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) بیان نمودند؛ حضرت فرمود: همین نماز، روزى او را از این کار باز خواهد داشت، طولى نکشید که آن مرد توبه نمود .

طریق کشف قبولى نماز

[اى طالب عروج روحانى!] از امام صادق (علیه السلام) رسیده که آن حضرت فرمود: هر کس دوست دارد بداند که نمازش قبول شده است یا نه، پس ببیند که آیا آن نماز، او را از فحشاء و منکرات باز داشته است یا نه؟ به همان اندازه‏اى که آن نماز او را از ارتکاب کارهاى زشت مانع شده است، به همان اندازه هم نمازش قبول شده است‏.

نمازى که مانع فحشاء و منکر نمى‏شود

[اى مرید کمالات معنوى!] این مطلب که نماز مى‏بایست آدمى را از ارتکاب فحشاء و منکرات بازدارد، حقیقتى است که هیچ راه گریزى از آن وجود ندارد، زیرا قرآن به صراحت این خاصیت را براى نماز اثبات مى‏کند. پس نمازى که این خاصیت در او نباشد و تنها صورت نماز در آن یافت شود، لامحاله آن نماز عملى برخواسته از نفاق خالص خواهد بود؛ زیرا اگر ذره‏اى از روح نماز با خود مى‏داشت، به همان اندازه انسان را از فحشاء و منکرات باز مى‏داشت. پس نمازى که در این جهات منشاء اثرى نشود، معلوم است که از روح نماز، بهره‏اى براى آن نیست و نمازى که از حقیقت نماز، ذره‏اى در آن نباشد، آن نماز از نفاق خالص نشأت گرفته و نفاق هم که بدون شک سبب دورى انسان از خدا مى‏شود.

نمازى که سبب دورى بنده از خدا مى‏شود.

[اى طالب مقامات معنوى!] نمازى که قطعاً سبب دورى بنده از خدا مى‏شود، نمازى است که جمیع اجزایش از جمیع مراتب روح، خالى باشد و این چنین نمازى در میان معتقدین به نماز، خیلى کم است، حتى عوام؛ زیرا نماز آنها هم اگر از روى اعتقاد باشد، نه به خاطر ریا، لامحاله همان اولین لحظه‏اى که مى‏خواهند وارد نماز شوند، توجهى دارند و این خود، همان روح نماز است و چنین نیست که تمام اجزاء نمازش فاقد جمیع مراتب حضور باشد ولو در ظاهر قلب یا بطن آن؛ زیرا براى حضور، مراتبى است و در انجام اعمال گاهى مى‏شود که قلب، به تمام حقیقت و سر و ظاهر و باطنش، حضور دارد و گاهى ظاهر قلب نزد چیزى است و باطن آن به امر دیگرى مشغول است و گاهى باطنش نزد چیزى است و ظاهرش در پى فکر دیگرى است. پس نمى‏شود که کسى کارى انجام دهد و فاقد جمیع مراتب حضور باشد و چنین عملى جز از شخص خواب و ساهى و امثال این‏ها سر نمى‏زند.

 نماز فاقد روح‏

[اى عزیز!] نمازى که از جمیع وجوه، فاقد روح و از جمیع جهات، بدون حضور قلب باشد، این نماز ثمره‏اى جز دورى بنده از خدا نخواهد داشت و این نماز، نماز کسى است که براى ریا و یا از روى استهزاء و مسخره نماز بخواند، والا نمازى که یک دهم و یا بیشتر از آن با حضور قلب انجام گیرد، به همان اندازه، مورد قبول واقع مى‏شود