گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

حق با گنجشک است یا گربه
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تهران ،داستان ،گربه ،گنجشک

دیروز وقتی وارد حیاط خونه شدم دیدم گنجشکی عجیب خودشو اینور واون ورمی رنه و یا به قول معروف داره خودشو می کشه.

گفتم حتما یه مشکلی دار  و احتمالا داره گربه ای ویا کلاغی به سراغ جوجه هاش آمده.

دقت کردم دیدم گربه روی دیوار داره می ره با یه چیزی گیشش کردم .

دوباره صدای گنجشکه در آمد دوباره رفتم، بعد چند با دیدم گربه یک کمی دور تر اسیتاده وعجیب به من نگاه می کنه

به یاد شعر " نیش عقرب  نه از روی کین است   مغتضی طبیعتش این است "

و    شعر    "    ترحم بر پلنگ تیز دندان      ستم کاری بود بر گوسفندان "  

افتادم با خودم گفتم حق با من و گنجشک است یا گربه ؟

خوب فکر کردم دیدم حق با من و گنجشک است

چون این گربه های تهران غذا براشون زیاده وهمه جا ریخته وبرای تفرح و یا سرگرمی  گنجشک می

خورند وآن قدر تنبل هستند که موش نمی گیرند!!

پی نوشت : نباید برای تفریح خودمان به دیگران وموجودات دیگر  ضرر برسانیم