گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٤

دوستانی که این وبلاگ را می بینند می دونند که من درباره تاکسی مطالب زیاد ی می نویسم

چندی پیش من مطلبی درباره کمربند ایمنی نوشته بودم که مرتبط با یک تاکسی بود که یک دوست عزیزی دلخور شده بود درصورتیکه هدف فقط مطرح کردن موضوع داستانی مرتبط بود.....

پریروز درست بعد از این ماجرا ،برای  کاری جایی نسبتا دوری  رفته بودم

درمسیر برگشت سوار تاکسی شدم و بعد از من یک آقای خوش تیپی درحالی که با گوشی موبایلش صحبت می کرد و کیف کمری به کمرش متصل بود وارد تاکسی شد.

هوا گرم بود، راننده شروع به حرکت کرد و مسیر را طی می کرد ، نزدیکی های مقصد سر چهاراه چراغ قرمز بود که این آقا پیاده شد و هنوز با موبایل داشت صحبت می کرد!!!

مدتی منتظر ماندیم تا آقا جیب و کیفش را گشت و کلی کارت بانکی از جیبش درآورد و در حالی که مسافران و راننده با حوصله به دستش نگاه می کردند و یک صدتومنی و 2 تا 50تومنی در دستش بود ، گفت: " ببخشید پول همرام نیست" !!!!!!

راننده با حوصله گفت :"هرچی داری بده" و دویست تومن و گرفت و حرکت بود درحالی که به نظرم کرایه مسیر حداقل 1500 تومن بود.

من از صبر این راننده بی اندازه متعجب شدم ،چراکه دیده بودم در چنین شرایطی چه برخوردهای بوجود می آید و در دلم به صبوریش او آفرین گفتم

پی نوشت: از من هم 1100 تومن کرایه گرفت

بعد نوشت: میگم حق دارن بعضی از رانندها در ماشین می نویسند" لطفا کرایه خود را قبل از پیاده شدن آماده کنید"!

 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤

دوستان می دونند که من زیاد سوار تاکسی و ماشین های بین راهی می شوم

امروز صبح از پل هوایی عبور کردم و زیر پل رفتم برای سوارشدن به ماشین های توراهی

 

دیدم آمبولانسی ایستاده  و دارد مجروحی را منتقل می کند، رفتم جلو دیدم خانم جوانی متاسفانه با خودریی بر خورد کرده و راننده جوان ماشین کیف و یک ساک غذا در دستش گرفته و پشت سر امدادگران بطرف آمبولانس درحرکت است و صدای دادو فریاد مجروح حادثه بلند است

حالم گرفته شد ،خیلی ناراحت شدم بیچاره این خانم و شوهر و بچه هایشناراحت

چه حالی می شوند بستگان و آشنایانش و چه سختی هایی خودش تحمل خواهد کرد، دیدن منظره گیف و ظرف غذا چندین برابر اندوهگینم کرد

چرا ماباید اینجوری رفتار کنیم ، اگر به هر سختی بود این بنده خدا از روی پل عبور می کرد به این مشکل مواجه نمی شد، ایکاش از روی پل عبور می کرد، ای کاش

بیایید تصمیم بگیریم همیشه از روی پل عابر عبور کنیم و فکر کنیم اتفاق همیشه برای دیگران است

 دوستان خواهشا" از پل هوایی استفاده کنید!!!

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٤

هفته قبل مسافرتی داشتیم به شمال و این عکس ها سوغاتی این مسافرت است

درضمن مثل اینکه پرشین بلاک در سال جاری حالش خیلی خوب نیست وهر روز مشکلی دارد که امیدوارم حل شود

در ضمن خوشحال می شوم از نظرات شما استفاده کنم

پرشکوه

پرشکوه

دنباله عکس ها را ببینید و نظر بدهید


ادامه مطلب ...