گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤

این روز ها و شب ها  روزهای ددعا و عبادت است ای کاش بتوانیم به درستی از این ساعات باقیمانده  ماه مبارک رمضان استفاده کنیم .

چه زیباست این فراز از دعایابوحمزه ثمالی:

فَوَعِزَّتِکَ لَوِ انْتَهَرْتَنی ما بَرِحْتُ مِنْ بابِکَ

رحمتی که به‌راستی تویی بسیار بخشنده. به عزتت سوگند اگر برانیم من هرگز از در خانه‌ات برنخیزم

وَلا کَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِکَ لِما اُلْهِمَ قَلْبی مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِکَرَمِکَ وَسَعَه

و دست از تملق و چاپلوسی‌ات برندارم چون شناسایی کرمت و رحمت وسیعت به دلم الهام شده،

رَحْمَتِکَ اِلی مَنْ یذْهَبُ الْعَبْدُ اِلاّ اِلی مَوْلاهُ وَاِلی مَنْ یلْتَجِئُ

بنده به نزد چه کسی رود جز به درگاه مولایش و

الْمَخْلوُُِ اِلاّ اِلی خالِقِهِ اِلهی لَوْ قَرَنْتَنی بِالاَْصْفادِ وَمَنَعْتَنی سَیبَکَ

مخلوق به که پناهنده شود جز به خالقش؟ خدایا اگر مرا به زنجیر و بند گرفتارم کنی

مِنْ بَینِ الاَْشْهادِ وَدَلَلْتَ عَلی فَضایحی عُیوُنَ الْعِبادِ وَاَمَرْتَ بی

و بازداری از من عطایت را در میان انظار مردم و رسوایی‌هایم را به چشم بندگانت آری و دستور بردنم را

اِلَی النّارِ وَحُلْتَ بَینی وَبَینَ الاَْبْرارِ ما قَطَعْتُ رَجآئی مِنْکَ وَما

به‌سوی دوزخ صادر کنی و میان من و نیکان حائل گردی، من هرگز امیدم را از تو قطع نخواهم کرد و

صَرَفْتُ تَاْمیلی لِلْعَفْوِ عَنْکَ وَلا خَرَجَ حُبُّکَ مِنْ قَلْبی اَ نَا لا اَنْسی

آرزومندی‌ام را از عفو تو بازنگردانم و بیرون نرود محبتت از دلم و من

اَیادِیکَ عِنْدی وَسَِتْرَکَ عَلَی فی دارِ الدُّنْیا سَیدی اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیا

نعمت‌هایی که در دنیا به من دادی و پرده پوشی‌هایت را فراموش نمی‌کنم. ای آقای من، محبت دنیا را

مِنْ قَلْبی وَاجْمَعْ بَینی وَبَینَ الْمُصْطَفی وَآلِهِ خِیرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ

از دلم بیرون کن و جمع کن میان من و میان (پیامبرت حضرت) مصطفی(ص) و آلش برگزیدگان خلقت

وَخاتَمِ النَّبِیینَ مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَانْقُلْنی اِلی دَرَجَةِ الَّتوْبَةِ

و خاتم پیمبران محمد صلی الله علیه و آله و مرا به درجه توبه و بازگشت

اِلَیکَ وَاَعِنّی بِالْبُکآءِ عَلی نَفْسی فَقَدْ اَفْنَیتُ بِالتَّسْویفِ وَالاْمالِ

به‌سویت برسان و یاری‌ام ده به گریه کردن بر خویشتن، زیرا که من عمرم را به امروز و فردا کردن و آرزوها

عُمْری وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الاْیسینَ مِنْ خَیری فَمَنْ یکوُنُ اَسْوَءَ حالاً

گذراندم و درآمده‌ام در جایگاه ناامیدان از خیر خودم، پس کیست که بدحال‌تر از من باشد

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۸ تیر ۱۳٩٤

چندی پیش ( قبل از ماه مبارک رمضان) بازگشت مراسم شهیدانی بود که با ارزش ترین چیز شان ( جانشان را ) فدا کرده بودند و این گذشت و انجام وظیفه با هیچ چیز قابل مقایسه نیست و این شهیدان معامله فراتر از تصور با خدا کردند.

و در این مملکت کسانی بودند و هستند که در گذشته وحال به طریق دیگر وظیفه خودشان را به نحو احسنت انجام می هند ، یکی از این افراد پزشکانی هستند که واقعا وظیفه خود را به درستی انجام می هند که موارد زیادی دیده ام که در خیلی موارد اسمشان نیز در خاطرمان نمی ماند

بیاید ما نیز در عمل به وظیفه ساعی باشیم

در زیر چند عکس از مراسم بازگشت شهدا و نیز عکس دکتر یزدن بد و یک عکس از گل (پرشکوه ) که تقدیم می کنیم به ایثار گران بی نام و نشان


ادامه مطلب ...