گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳

    با سلام

قبلا" گفته بودم که من هر روز چند تا تاکسی سوار می شوم  داستهانهایی پیش می آید به طوری که یکی از خوانندگان مطرح کردنند که یک تاکس نوشت راه بیندازم

چند روز پیش سوار تاکسی شدم و متوجه چیز عجیبی در تاکسی شدم

 

راننده کمربند ایمنی را با دو تا گیره بسته بود و با یک پیچ گوشتی دو طرف نوار کمر بند ایمنی  را سوراخ کرده بود تا کمر بند تکان نخورد

 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

آدم ها وقتی عقلشون  نمی رسه چه کار هایی می کنند

من نمی دانم فلسفه کمر بند ایمنی برای این آدمها چیستسوال

 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩۳

قبلا" گفته بودم من تا بیام سرکار چندتا تاکسی و  ماشین توراهی سوار می شوم

چماق رانندگان تاکسی بالای سر مردم / پول خرد کیلویی چند؟ امروز مسیر اول را با یک پیکان درب و داغون که راننده اش هم آدم مسنی بود آمدم

کرایه مسیر 750  است ،خیلی آروم آمد و هر کسی براش بوق می زد عصبانی  می شد

موقع پیاده شدن هم 1000 گرفت!

مسیر دوم هم سوار یک پیکان شدم !، کرایه 1200 گرفت که کرایه اش همین است.

مسیر سوم 500 تومانی را با یاک سمند آمدم می خواست 800 بگیره بیشتر از 650 خورده نداشتم و راضی شد.

مسیر بعدی 1000 بود  راننده 800 بیشتر نگرفت  در حالی که 200 تومنی را بطرفش گرفتم بهش گفتم "کرایه مسیر 1000 است" ، قبول نکرد!!!

همه نوع آدم در این تاکس ها است ، نمونه کامل جامعه در رانندگان تاکسی وجود دارد

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۳

ایام ، ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره ( عج)

این ایام به شما تسلیت عرض می کنیم و انشالله قسمت شما بشود زیارت مدینه النبی (ع) وآنجا  از دل نجوا کنید

جای شما خالی، در ایام حج که مشرف بودیم در مدینه النبی (ص) این عکس را گرفتم یادش بخیر

دل آدم می گیرد

چه حالی دارد کسی  قبر مادرش را نداند؟!

می شود کسی سر قبر مادرش برود اجازه نداشته باشد و نتواند گریه کند !

بغض شد در گلوی ماو خفه می شدیم در این غم

چه کشید مولای علی ابن ابی طالب (ع) و و حسنین(ع)!!

این در را که می بینم یاد این نجوا می افتم

.....وای من  و  

وای من  و 

وای من

میخ درو سینه زهرای(ع) من ....

 


ادامه مطلب ...