گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳

هفته قبل توفیقی شد رفتیم مشهد، مهمانی آقا امام  رضا (ع).

جای شما خالی

هوایی خوب و بارانی و محیط خوب عرفانی

جایی همه عاشقان حضرت خالی

انشالله بتونم چند تا عکس به عنوان سوغاتی اینجا بگذارم

انشالله قسمت شما بشه، از نوع با معرفتش

و رضا(علیه السلام ) درمانی نصیب شما

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳

سلام به همه دوستان

تا حالا شده ترافیک بشه  و بخواهید جلویی حر کت کند دست روی بوق بگذاریدو هی بوق بزنید؟!

من خودم این کار را نمی پسندم ولی احتمال دارد یک تک  بوق بزنم.

تا حالا شده ببینید دعو ا بشه بین دو تا راننده ! و شما تماشا گر باشید!، چه کار می کنید؟

حالا جمع جبری دوتا موضوع رو می تونید حدس بزنید؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳

سلام

با شنیدن موضوع بالا آدم بر می گردد به گذشته

گذشته های دور ، گذشته های نه چندان دور!

یقینا" زندگی ما پر است از خاطرات دوستی، هر چه که از گذشته های دور نزدیکتر می شویم تاثیر دوستی در زندگی پر رنگ تر می شود

دوستی کودکی ودوستی نوجوانی با آن شور حال و دوستی جوانی که زندگی حال ما که در زمان میان سالی است متاثر است از این دوستی ها

خاطرات شیرین کودکی و شلوغ کاری ها آن زمان و خاطرات تلخ و شیرین جوانی

تحصیل در هنرستان(دبیرستان) ؛ دانشگاه  ؛ سربازی و حتی ازدواج ما نیز رگهایی عمیق از دوستی را درخود جای داده است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳

سلام بر همه عزیزان

دکتری یک مدتی رئیس بیمارستانی بود

این دکتر در محله ما مطب داشت 

در این مدتی که رئیس بیمارستان بود می دیدم که بنده خدای که  راننده این رئیس بود در طول زمانی  که  آقای دکتر در مطب بود توی ماشین نشسته بود!

نشته بود که هر وقت آقای رئیس خواست آماده باشه برای حرکت!

به راستی  آدمی چقدر می تونه دیگران را استثمار کنه

وچقدر بعضی از آدما دوست دارند این ور باشند درظلم و یا آن ور!