گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢

تهران که هستیم معمولا" چهارشنبه سوری بدلیل سرو صدا وحشتناک و  احتمال آسیب های احتمالی تا حد امکان مثل اغلب خانواده ها از خانه بیرون نمی رویم

دیشب خانه بودیم و به اتفاق خانواده مشغول کمک به انجام   کارهای جزئی مانده از خانه تکانی!

میان سرو صداهای عجیب و غریب صدای داد و فریاد یک زن و مردی را شنیدم ، با خودم گفتم؛ حتما این ترقها خورده به اینها و سرو صدا به خاطر اینه!

بعدش خبری از ترقه بازی نبود ولی سرو صدا زن مردی هنوز می آمد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها کم تر حال نوشتن دارم!

این هم یک تاکسی نوشت است!

چند روز پیش در مسیر اداره  بودم ، تاکسی سوار شدم ، پیکان بود . با خودم فکر کردم این بیچاره وضع اش خوب نیست و ....

مسیری است که بعضی موقع دو تا ماشین سوار می شوم وبعضی مواقع تاکسی  اولی مسیر بعدی راهم می رساند مسیر اولی 1000 تومان و اگر مسیر بعدی به آن بچسبد 1200 تومان .

معمولا آخر مسیر اولی می پرسم ،  و تعیین تکلیف مسیر بعدی می شود،این دفعه هم همین کار را  کردم ، راننده گفت :" میرم ولی کرایش جداست"!


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢

روایتی از امام صادق (ع):از جمله سخت‌ترین تکالیف الهی در باره بندگان خدا سه چیز است:

اول: رعایت عدل و انصاف میان خود و دیگران، بطوری‌که با برادر مسلمان خود آن‌چنان رفتار کند که دوست دارد او با وی چنان رفتاری داشته باشد.

دوم: آن‌که مال خود را از برادران مسلمان مضایقه نکند و با آن‌ها به مواسات رفتار نماید.

سوم: در هر حال به یاد خدا باشد و مقصود از یاد کردن خدا این نیست که پیوسته سبحان اللّه و الحمد للّه بگوید. بلکه مقصود این است که اگر با کار حرامی مواجه شد خدا را در نظر بیاورد و آن کار را انجام ندهد.[بحارالانوار، ج71، ص242]

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٢

سلام بر شما

این اشعار را قبلا" در اینترنت پیدا کرده ام به نظرم جالب بود 

امید وارم که خوشتان بیاید ، برای هر سلیقه فکر کنم شعر توش باشد!

راستی به نظر شما بهترینش کدام است؟

    اندکی پیش تو گفتم غم دل ، ترسیدم-- که دل آزرده شوی ، ورنه سخن بسیار است.

 

آفتاب روز حشر بیشتر می‌سوزدش
هرکه اینجا درد و داغ ‌عشق کمتر می‌کشد
صائب تبریزی

از بس‌که وعده می‌کنی و می‌کنی خلاف
امروز در وصالم و باور نمی‌کنم
رضائی کاشانی

از آن به وعده‌ی وصلم امیدوار کند
که آنچه هجر نکردست انتظار کند
ملک قمی


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢

سلام بر شما

شنیدید و دیدی که می گویند چرا فلانی که آدم خوبی نیست این همه خدا بهش نعمت داده؟

ببین چند تا بچه داره! ، مال که نگو آنقدر داره که حد و حساب نداره و نمی دونه چکار کنه!

هیچ مشکلی برایش تا حالاپیش نیامده و مثل اینکه هرچه ادم بی ایمان باشه خدا اونو بیشتر دوست دارده!!!!!!

....

براستی اگر کسی مشکلی نداره این نشون می ده که خدا اونو بیشتر دو ست داره!

یک آیه از قر آن کریم . باهم بخوانیم:

 

فَلَا تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ ۚ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ (توبه 55)
 
و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد؛ خدا می‌خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند!
 
 
همین یک آیه بس است!
پس باید اگر خدا به ما نعمت های فراوان داده و همه چیز به قول معروف سرجایش بود و هیچ مشکلی نبود ، ترسید.ناراحت
 
از خدا می خواهیم ما را مومن بمیراند  وما را از کفر  و کافران دور کند.
 
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

 

دوست و همکار گرمی ما مرحوم محمد رضا اسمیعیلی پس از مدت بیماری  رخ درخاک کشید و  روحش به سوی خداوند پرواز کرد.

از خداوند متعال  طلب بخشش  و آمرزش برایش می خواهم  وانشالله درجوار رحمت الهی ساکن شود