گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱

ایام ؛ ایام شهادت در دادنه سید وسالار شهیدان رقیه خاتون  می باشد

هم او که وقتی سر بریده بابا  رو برایش آوردن با همه وجود به استقبال بابا رفت (با جان)

براستی استقبالی از این بزرگتر است؟

؟

 

هم او که پس از تحمل رنج اسارت با دیدن سر بریده بابا ؛ تا جان نداد ازسر بابا جدا نشد وبدین سان به بابا پیوست.

شاید این روز برای یتیم ها خیلی سخت باشه چون به یاد باباشون می افتند وگریه...

من میگم اگه قرار باشه یک روز به عنوان روز یتیم نامگذاری کنند روزی بهتر از این روز وجود دارد؟

سلام و درود ما به یتیمان امام حسین علیه السلام و فرزندان شهدای گلگون کفن وهمه یتیمانی که از دیدار پدرمحرومند

 و رحمت بی پایان خدا وند به همه پدران در گذشته مومنان

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱

ما یک همکار داشتیم که بازنشست شد بنام  حاج آقا گلشن....

دوخاطره در زمانهای متفاوت به مناسبت های متفاوت برایم تعریف کرد که حیف آمد برای شما تعریف نکنم

یکی اش اینه:

می دونید که در کفش کن بعضی از مساجد قوطی های فلزی رو به صورت ردیفی با فاصله جوش می دن تا خاک کفشها بریزه پایین.

می گفت در مسجدی که در ورودش از قبله بود نماز می خواندیم که دررکوع صدای " یا الله" یک نفر از نماز گزاران را که وارد می شدن را برای اقتدا شنیدیم وبعد از لحظه ای صدای "شبلاختی" آمد!!

هر چی منتظر ماندیم دیگر صدای امام جماعت را نشنیدیم ودر رکوع مانده بودیم!!

تا اینکه صدای امام جماعت را شنیدیم که با خنده گفت " من نمازم باطل شد شما فرادا ادامه بدهید"!!نیشخند

حدس زدین که چی شده بود؟!

بیچاره نمازگزار پاش گیر کرده بود لای این قوطی های فلزی پردت شده بود تو مسجد!لبخندنیشخند وبقیه ماجرا..!!.

خاطره دوم اینکه می گفتند در ایام حج تمتع که خانه خدا خیلی شلوغ است ودسترسی به هجر اسماعلیی همیشگی نیست ودرمواقع ای خاص می شود در این مکان با فضیلت نماز خواند نمازم رو خواندم و در گوشه ای ایستادم.

دیدم یکی آمد جلوی محل ورود الله اکبر گفت وشروع به نماز شد

کم کم فشار جمعیت این فرد رو حرکت داد و با طرف دیگر حجر برد؛با خودم گفتم: " نماز این فرد چگونه حساب می شود؛ آیا قبوله یا نه و.. "که یک مرتبه یکی زد به پشتم وگفت: " این نماز رو برای شما که نمی خونه! اونی که نماز رو براش می خونه خودش می دونه چگار کنه "!!خجالتسوال

موندم این آقا چه جوری افکار من رو خوند؟!

 

 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱

داستان از چند سال پیش شروع شد

یک نفر  در خواربار فروشی سر کوچه کار می کرد بعدا که بیشتر ماندگار شد یک روز به من گفت آقای بیژنی ومن چون علاقه نداشتم که اسمم را به  او بگویم ، عکس العملی نشان ندادم

این بنده خدا این اسم تکرار کرده که مغازه دار اصلی و مغازه های روبرویی و .... همه دیگر منو به این اسم می شناسن با اینکه به نفر اولی گفته ام که من بیژنی نیستم می گوید" من کاری ندارم ، شما رو به این اسم می شناسم" !! 

کاهی یکی از آشنایان واقوام با من به مغازه میاد ومنو به این اسم صدا می زنند با تعجب می پرسن موضوع چیه ؟ بعد هم من موضوع رو تعریف می کنم.

 شاید می پرسین حالا چرا موضوع را تعریف می کنی؟

چندی که محل کارم رو عوض کردم روزهای اول یکی از همکاران صدا زد آقای بیژنی!

من نزدیک بود جواب بدم ولی دقت کردم دیدم منظورشون یه آقای دیگریه!!

کم کم برام عادی شده واین موضوع رو برای هرکسی تعریف می کنم کی می خنده!![لبخند]

پی نوشت: اینو می خواستم بگم من اصلا آدم دروغ گویی نیستم و از دروغ متنفرم، در باره این موضوع نیز هیچگاه دروغ نگفتم وچندین بار موضوع را گفتم ولی اثر نداشت.

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱

چند روز پیش دیدم یکی از همکاران یک برگه دستش بود گفتم چیه؟

گفت :تشویقی که رئیس داده

نگاه کردم دیم راست میگه ته برگه هم رئیس امضا کرده

امروز آمدمسر کار شنیدم  یکی از همکاران هی به دیگران مطالبی رو برای تمسخر میگه البته در این مورد!

بعدم به من گفته : " آقای احمد خانی شما هم تشویق شدید"

من که همیشه جزو اوناییم که الحمدولله این خبرا برام نسیت گفتم : نه چی شده؟

خندید وگفت : پس شما هم مثل من وآقای .. وخانم ... تنها تشویقی نگرفتید!

من که همیشه در این موارد چه کاغذی و چه ریالی مورد غضب هستم خندیدم گفتم : این موضوع برای من همیشه صدق می کنه وچیزی عادیه.

بعدش گفت به نظرم بهتر بود ما سه چهار نفرو تنبیه می کردن تا این قدر کاغذ حرم نشه!لبخند

......

در این مدتی که در سازمان خدمت می کنم  تقریبا می بینم که اکثر این موارد تشویق در مواردی غیر از  لیاقت وکاردانی اعطا شده است .

بنابراین در اکثر موارد با خنده ومسخره همکاران مورد استقبل قرار می گیرد هر چند در مواردی این تشویقی ها در حقوق افراد تاثیر می گذارد ومعمولا ابزاری است برای سر سپردگی افراد نه لیاقت ( به جز موارد کمی)

تشویق ، اضافه کار، پاداش های نقدی ، پست سازمانی بالاتر و ... متاسفانه در اغلب موارد نا عادلانه  توزیع می شود

مثلا" در باره کارمند نمونه یکی را می شناسم که بعد از نمونه شدن خلافی کرد که اخراج شد!!

یا یک بار پرسیدم چه ملاکی برای کارمند نمونه وجودداره گفتند: نوبتیه !

البته فکر می کنم بین چند نفر دائما می چرخه!

حالا این خیلی جالبه که قبلا بر گه های ارزش یابی رو به آدم می دادن تا مشکلات خودشو ببینه و بهتر کنه ولی  چند سالیه که برگه های ارزش یابی رو به ما نشون نمی  نمی دونم این دیگه کجای عقل کلی روساست!!؟

به نظر من تا رویه ای مشخص برای تشویق وتنبیه مبتنی بر واقعیت مشخص نشود مملکت ما روز به روز  به بدبختی نزدیک می شود

اینه متاسفانه وضعیت اداره های دولتی

نظر شما چیه؟

پی نوشت: این یادم رفت بنویسم یک سال مسئول این شدم که نامه تشویقی برای یک عده که حتی از استانها نیز بودن تهیه کنم و بعد به من گفتن برای خودت هم بنویس لبخند می دونید چی شد ؟ آخرش تنها تشویقی من امضا نشد وبعدشم ...لبخند!

 پی نوشت 2: انشالله تشویقی مون بمونه برای اون دنیالبخند

 

 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱

[اى طالب لقاء الهى! بدان که‏] اذان، دعوت براى ملاقات است و همان گونه که روز قیامت، مردم براى عرضه بر خداوند فراخوانده مى‏شوند، در این دنیا هم مؤذنین، مؤمنان را به مجلس حضور و معراج و زیارت حضرت پروردگار فرا مى‏خوانند، پس اگر معرفت انسان در این دنیا به حدى باشد که از این نداء، لذت ببرد، در آخرت هم از ملاقات حضرت حق بى بهره نخواهد بود؛ چرا که معرفت در این دنیا به منزله بذر مشاهده در آخرت مى‏باشد و اگر بر اثر جهل، حال انسان به گونه‏اى باشد که این نداء او را خوش نیاید، این امر سبب خواهد شد که نداى روز قیامت هم خوش آیند او نباشد و اگر در این دنیا، در هنگام شنیدن اذان در زمره غافلان باشد، حالش در آن روز، مناسب با این غفلت خواهد بود و در سایر مقامات دین و نوامیس شرع، امر به همین منوال است.

 چرا که انسان بر همان چیزى مى‏میرد که بر آن زندگى نموده و بر همان چیزى محشور مى‏شود که بر آن مرده و جز آنچه در زمین دل کاشته، چیز دیگرى درو نخواهد کرد.

 


بنابراین کسى که موقع نماز، از وظیفه‏اش نسبت به پروردگار آگاه باشد و بداند که این امر، لطفى عظیم از ناحیه حضرت حق نسبت به اوست، مسلماً روشنى چشمش در نماز خواهد بود و همان گونه که به مجالس انس با دوستانش مشتاق است و در انتظار چنین مجالسى مى‏باشد، نسبت به نماز و گفتگوى با پروردگارش هم چنین خواهد بود. و همان گونه که دعوت دوستانش را براى حضور در چنین مجالسى مى‏پذیرد، اذان را هم که به منزله منادى ذات اقدس حق است، به گوش جان مى‏شنود و پاسخ مى‏گوید .

و اگر خواستى که حق مطلب را دریابى به رفتار و معامله ذات اقدس حق با خود، آنگاه که تو رو سوى او مى‏کنى بنگر و به این حقیقت اعتراف نما که اگر تو آنچه در توان دارى در تحصیل حق ادب این نداء و دعوت، به کارگیرى، باز هم یک صدم آنچه که به حکم حکمت و عدل بر تو واجب است، انجام نخواهى داد و اگر آن گونه که شایسته ادب پاسخ به نداى اوست نتوانستى انجام دهى، شرمسار باش؛ در این صورت است که ذات اقدس حق، تو را مى‏پذیرد و شکر عظیم او شامل حالت مى‏گردد، چیزى که نه علما با زیرکى خود، بدان برسند و نه عقلا با عقل خود بدان دست یابند.

پی نوشت : این مطلب از کتاب باده گلگون نوشته آقا میز جواد آقای ملکی تبریزی است

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱

در سوره مومنون خداوند در باره طول عمر از کافران سئوال می کند که بسیار شنیدنی است:

 

قَالَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِینَ﴿١١٢﴾
(آن‌گاه خدا به کافران) گوید که می‌دانید شما چند سال در زمین درنگ کردید؟

 

 

قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّینَ [﴿١١٣﴾
آنها پاسخ دهند که یک روز بود یا یک جزء از روز؛ (اگر ما خطا می‌گوییم) از شمارندگان (یعنی فرشتگانی که حساب عمر خلق دانند) باز پرس.

 

قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا ۖ لَّوْ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١١۴﴾
خدا فرماید: شما اگر (از حال زندگانی خود) آگاه بودید می‌دانستید که مدت درنگتان در دنیا بسیار اندک بوده است.

 

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ ﴿١١۵﴾
آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عبث و بازیچه آفریده‌ایم و هرگز به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟!

 

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ ﴿١١۶﴾
پس (بدانید که) خدای پادشاه به حق، برتر است (از آنکه از او فعل عبث و بیهوده صادر شود) که هیچ خدایی به جز همان پروردگار عرش مبارک نیست.

 

وَمَن یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ ۚ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ ﴿١١٧﴾
و هر کس غیر خدا کسی دیگر را به الهیت خواند که هیچ دلیلی بر آن ندارد حساب کار او نزد خدای اوست و البته کافران را (در روز کیفر) فلاح و رستگاری نیست.

 

وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ ﴿١١٨﴾
و بگو: بارالها، بیامرز و ببخشای و تو بهترین بخشندگان عالم وجودی.

 

پی نوشت : خدایا ؛ ما را  و اهل ما را  بیا مرز و از از گروه کافران قرار مده گریه

بعد نوشت: امروز شهادت سید الساجدین؛ امام العارفین  امام سجاد علیه السلام می باشد که این روز به همه ژیروان آن امام تسلیت می گویم.