گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - پنجشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۱

بعضی مواقع در زندکی آدم تخیلاتی به وقوع می پیونده که به واقعیت پیوستن آن غیر ممکنه وبعضی از تخیلات نیز امکان به واقعیت پیوستنش هست ولی خنده دار به نظز می رسه وبعضی هاش هم پر خرجه.

به نظرم تمام اختراعات بشر از همین نوعند.

زمان دانشجویی بچه هایی بودند که همه هنرستانی بودند وتخلات فنی خوبی داشتن که یکی از آنها به نام حسن مومنه که با فکر اتوبوس رکابی همه رو سرکار گذاشته بود که خودش یه داستانی داره!

یکی از تخیلات من در مورد پل هوایی بود که یکی اش استفاده از آسانسوز وپله برقی بود که چند سال اخیردرتهران به واقعیت رسید ( الحمد لله).

یکش هم استفاده از سر سره در پل هوایی بود که خنده دار بود ولی چند روز پیش در بزرگراه افسریه(کوی زینبیه) دیدم به واقعیت پیوسته که دوتا عکس ازش گرفتم که انشاالله خوشتان بیاد

 پل هوایی با سرسره

 

 پل هوایی با سرسره

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱

با سلام

این موضوع  شاید برای ما بارها پیش بیایدکه بگوییم فلانی چه مسلمانیه با این رفتار ش ؟ویااینکه  این چه مسلمانیه و یا ما چه مسلمانی هستیم؟

من مدتی بود دنبال یک مطلب جالب بودم که یک مطلب جالب از سایت تبیان پیدا کردم با نام "پله پله تا خدا "که با توجه به نزدیکی ماه مبارک رمضان امیدوارم براتون جالب ومفید  باشه که در زیر می بینید:

 

 

سلوک

 


 

 

 

پایه ای ترین و ریشه ای ترین موضوع در باب اعتقادات مسأله ی "ایمان" است که در این ارتباط میان ایمان و اسلام نیز می توان تفاوتهایی قائل شد. به علاوه ی آن که خود ایمان دارای مراتبی است که عدم توجه به این موضوع سبب خواهد شد اعتقادات در سطوح و مراتب اولیه متوقف گردد و حال آنکه با تأمل و دقت در مراتب ایمانی، انسان بایستی بکوشد سطح ایمان خود را ارتقا دهد تا به حقیقت ایمان دست یابد. این نوشتار می کوشد نخست به تبیین تفاوت میان اسلام و ایمان و سپس مراتب ایمان بپردازد.

 

 

فرق بین اسلام و ایمان!

خداوند حکیم میان اسلام و ایمان به دوگانگی و تقسیم صراحت فرموده است و در سوره ی مبارکه ی حجرات صریحاً می فرماید: "قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا و لکن قولوا سلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم، اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید ولی بگویید اسلام آوردیم و هنوزایمان در قلبهایتان وارد نشده است." (حجرات /14)

این آیه شریفه در مذمت اعراب بنی اسد حجاز نازل گردید که در سال قحطی به مدینه ی منوره آمده و اظهار اسلام و ایمان نمودند و کلمیتن شهادتین برزبان جاری نمودند ولی چون ظاهراً تنها برای استفاده از تنعمات مدینه ی منوره اسلام آورده بودند خداوند آنها را در این آیه تکذیب نموده و می فرماید: ای رسول، اعراب بنی اسد و غیره که بر تو منت گذارده و گفتند ما ایمان آوردیم به آنها بگو ایمان نیاورده اید ولی بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دلهایمان وارد نشده است.

مۆمن باید دارای هفت صفت باشد) که عبارتند از بر و نیکویی، صداقت و راستی، یقین قلبی به خدا، رضا، وفا، علم، حلم و بردباری. پس این هفت صفت میان مردم تقسیم شده است و هر کس این هفت صفت را داراست مۆمن کامل است

مسلمین دو دسته اند!

براین اساس ظاهر آیه ی شریفه دلالت می کند بر آن که مسلمانان دو دسته هستند یک فرقه مسلمانان حقیقی که از روی قلب و عقیده ایمان به حقایق پیدا نموده اند که آنها را مۆمن می گویند و گروه دیگر مسلمانان ظاهری که برای اغراض و مقاصدی از ترس و یا طمع (مانند قبیله ی بنی اسد و غیره) فقط شهادتین می گویند و خود رامسلمان می خوانند ولی در معنا و حقیقت اسلام که ایمان معنوی باشد در قلبهای آنها اثری نیست ولو جواز معاشرت با آنها برحسب ظاهر داده شده است ولی به حکم قرآن "لیس لهم فی الاخرة من خلاق"یعنی در آخرت برای آنها ثوابی نیست. پس اقرار به شهادتین و تظاهر به اسلام به تنهایی سبب ورود معنوی به قلب و دل نیست.

 

اسلام بی ایمان؟!

بدین ترتیب معلوم شد که مسلمان بودن با مۆمن بودن دو مفهوم جدا هستند. اما ممکن است گفته شود اسلام بدون ایمان اعتباری ندارد. همان طور که به فرموده ی قرآن کریم برای مسلمانان زبانی که ایمان در قلبهایشان ورود پیدا نکرده است تنها تبعات دنیوی و معاشرت با مسلمانان جایز شمرده می شود و گرنه برای آنها در آخرت نصیب و بهره ای نخواهد بود.

اسلام

 

 

 

 

از سوی دیگر چگونه می توان اسلام و ایمان را در کسی ازیکدیگر جدا نمود و تشخیص داد که او مسلمان است ولی مۆمن نیست یعنی تنها اقرار زبانی و شهادتین را برزبان جاری نموده است ولی ایمان به خدا در جان و قلبش نفوذ ننموده است؟ به ویژه آنکه براساس دستور قرآنی ما موظف به این کنکاش و جستجو نیستیم و چه بسا جایز نیستیم چنین پرسشگری را انجام دهیم! "ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مۆمناُ، به کسی که به شما اظهار اسلام می نماید نگویید تو مۆمن نیستی." (نساء/94) در این صورت چگونه می توان میان اسلام و ایمان فرق گذاشت؟! زیرا ما مأمور به ظاهر هستیم که هر کس بگوید لاإله إلا الله و محمد رسول الله او را پاک و طاهر و مقدس و برادر دینی خود بدانیم و نفی ایماناز او ننمائیم.آیا این مطلب نمی تواند دلیل بر این باشد که اسلام و ایمان در حکم واحدند ؟

 

 مسلمانان برادرند!

در توضیح درباره آیه ی شریفه سوره ی نساء باید دانست که اولاً این آیه ی شریفه درباره ی شخص معینی نازل گردیده که آن اسامه بن زید و یا محلم بن جثامه لینی بوده است که گوینده ی لاإله إلاالله را در میدان جنگ به خیال آن که از ترس شهادتین گفته است و مسلمان گردیده است، به قتل رسانید. ازسوی دیگر با توجه به بیان عمومی آیه ی شریفه  تمام مسلمانان تا وقتی که عمل خلاف آشکار از آنها دیده نشود و منکر ضروریات نگردیده باشند و ابراز به کفر و تبری از دین ننموده باشند ، مسلمان و پاک هستند و با آنها معاشرت اسلامی می شود و از حدود ظاهر هم تجاوزنمی شود و به باطن آنها کاری نیست و حق تجسس در باطن اشخاص هم نداریم.

ایمان از اموری است که دارای درجات و مراتبی است که آن هم از امور باطنی و قلبی است و تنها خداوند متعال از حقیقت آن از انسانها خبر دارد و اولیای الهی به اذن پروردگار

 

 اما با همه ی اینها این به آن معنی نیست که اسلام و ایمان یکی اند! بلکه باید دانست که اسلام با اقرار لسانی حاصل می شود و ایمان از امور باطنی و قلبی است و گرچه ما جایز به تجسس در این مسأله درباره ی باطن افراد نیستیم اما در واقع و حقیقت چنین تفاوتی میان مسلمانان وجود دارد.

 

مراتب ایمان

از سوی دیگر خود ایمان از اموری است که دارای درجات و مراتبی است که آن هم از امور باطنی و قلبی است و تنها خداوند متعال از حقیقت آن از انسانها خبر دارد و اولیای الهی به اذن پروردگار. از امام جعفر صادق (ع) در روایت عمر و زبیری روایت شده است که فرمودند: "إن للایمان حالات و درجات و طبقات و منازل فمنه الناقص البین نقصانه و منه الراجیح الزاید رجحانه و منه التام المنتهی تمامه، برای ایمان حالات و درجه ها و طبقه ها و منازلی است بعضی از آن ناقصی است که ظاهر است نقصان آن و بعضی از آن ایمان، رجحان دارد و بعضی از آن ایمان تمام است که به منتهای کمال رسیده است." براساس این روایت شریف ایمان ناقص همان مرتبه ی اول از ایمان است که آدمی بواسطه ی آن از دایره ی کفر خارج و در حوزه ی مسلمانان داخل می گردد و جان و مال و آبرو و خون او در امان مسلمانان می باشد. مرتبه ی دوم ایمان راجح است که معنای آن ایمان کسی است که به واسطه ی واجد شدن بعضی از صفات ایمانی، ایمان او رجحان پیدا می کند برایمان کسی که فاقد آن صفات است. برخی از این صفات ایمانی در روایت شریفی از امام صادق (ع) مورد بررسی قرار گرفته است.

سلوک

 

حضرت فرمودند: إن الله تعالی وضع الایمان علی سبعة أسهم علی البرو الصدق و الیقین و الرضاء و الوفاء و العلم و الحلم. ثم قسم ذلک بین الناس فمن جعل فیه هذه السبعة و إلا سهم فهد کامل متحمل، به درستی که خدای تعالی ایمان را بر هفت قسم قرار داده است.(به عبارت دیگرو مۆمن باید دارای هفت صفت باشد) که عبارتند از بر و نیکویی، صداقت و راستی، یقین قلبی به خدا، رضا، وفا، علم، حلم و بردباری. پس این هفت صفت میان مردم تقسیم شده است و هر کس این هفت صفت را داراست مۆمن کامل است."

 

ایمان راجح!

براساس روایت شریف امام صادق (ع) ایمان در مرتبه ی دوم در کسی تحقق می یابد که به هفت صفت ایمانی نیکوکاری، صداقت، یقین، رضا، وفاداری، علم و بردباری مزیّن شده باشد. در این صورت او در مرتبه ی دوم ازمراتب ایمانی قرار دارد که نسبت به مرتبه ی اول ایمانش رجحان و برتری یافته است. امّا این بدان معنی نیست که هنوز ایمان کاملی را احراز نموده است بلکه براساس روایت شریف حضرت (ع) مرتبه ی دیگری برای ایمان متصور است که ایمان تام و تمام است .

خداوند حکیم میان اسلام و ایمان به دوگانگی و تقسیم صراحت فرموده است و در سوره ی مبارکه ی حجرات صریحاً می فرماید: "قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا و لکن قولوا سلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم، اعراب گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید ولی بگویید اسلام آوردیم و هنوزایمان در قلبهایتان وارد نشده است

ایمان تمام!

مرتبه ی نهایی ایمان، ایمان تمام است که درچنین مرتبه ای تمامی صفات حمیده و اخلاق پسندیده توسط فرد کسب شده اند. بدین ترتیب با توجه به مراتب ایمانی معلوم می شود که اسلام مرتبه ی اول و درجه ی اولیه ایمان است که قول صرف و اقرار به وحدانیت خداوند متعال و نبوت خاتم الانبیاء (ص) می باشد ، ولی حقیقت دین و ایمان در قلب وارد نگردیده همچنانکه رسول اکرم (ص) به فرقه ای از امت فرمودند: "یا معشر من أسلم بلسانه ولم یخلص الایمان تقلبه، ای جماعتی که اسلام آورده اید به زبان ولی ایمان در قلب شما خالص نگردیده است." بنابراین میان اسلام و ایمان فرق آشکارا وجود دارد ولی ما مأمور به باطن اشخاص نیستیم و حق تفتیش در اعمال مسلمانان را نداریم ولی این بدان معنی نیست که علائم ایمان را بیان ننماییم بلکه لازم است به دنبال عمل صالح رفته و صفات ایمانی را در خود پرورش دهیم و ازظاهر به باطن و از صورت به معنا و حقیقت ایمان برسیم!

 

چکیده سخن...

بر اساس شوهد قرآنی مسلمانان دو دسته اند ، عده ای که به ظاهر اسلام آورده اند یعنی ایمان در قلب آنها وارد نشده وعده ای که مومن خطاب می شوند زیرا ایمان در قلب آنها جای گرفته است. ازسوی دیگر ایمان دارای مراتبی است که مومنین براساس آن درجه بندی می شوند .

                                                                                                                                                        

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩۱

این روز ها یکی از بهترین روزهای شیعه است

ولادت امام زمان علیه السلام که شیعیان منتظرندتا با حضور حضرت ریشه ظلم از جهان کنده شده و عدالت همه جا حکم فرما شود.

 چندی پیش یک مطلبی شنیدم که دلم گرفت اینکه افراد مسن در لشکر امام همچون نمک غذا هستن ( یعنی تعداد شون کم واکثرا جون هستن)

خوشا به جونا که باید امیدوارتر باشند

تو همه اس ام اس ها این یکی خیلی جالب بود:

شیعیان خواب بس است؛ برخیزید             حجر ارباب بس است ؛برخیزید

تا به کی دل به خسان باید داد                 دل به دست دگران باید  داد

یادمان رفته که مهدی هم هست            یادمان رفته  که او منتظز است

می ترسم بعد سالها وقتی آمد ما از او نباشیم

آیا بعد از پیامبر از امام علی بالاتر داریم؟ چطور شد گه یکسری به او پشت کردن؟

آیا ما از ظالمان نیستیم؟

آیا رو می میشود وقتی که آقا آمد زندگی مان را به او نشان بدهیم ؟جشن هایمان را زندگی مان را می پسندد؟

ما وزن وفرزند و همسران ما کدامیک می توانیم بگوییم درراه تو هستیم؟

من می گویم مهدیجان هر جند تو را دوست دارم ولی به زندگی مان که نگاه می کنم می بینم همش لاف دوستی توست

شرمنده ام من آماده ظهورت نیستم

مگر خودت کمک کنی که آماده شوم

ولی فعلا نیار که شرمسارم؛ نیا که مرا شرم دیدار توست ؛نیا ای محبوب من که عشق من به شعار است وبس ؛ نیا  و من را شرمنده نکن که هرچند دوری توسخت است اما شرم حضورت سخت است.

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱

خوشه برنج

با سلام

مدتی که حوصله نوشتن رو ندارم ولی حیفم آمد این دوعکس که عکس جدیدی از چای که تولیدش رو به نابودی است وخوشه آشنای برنج رو نذارم برای دیدن

 

چای محصول رو به نابودی ایران

فکر نکنم چند سالی دیگر از این دو محصول خبری باشد بخصوص چای که نفس های آخرش رو می کشه و خوب ویلای می شه این مزارع!!!!!!!

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱

رجب گه میاد آدم دلش می ریزه می گه خدا چیزی به مهمانیت نمونده یعنی منم مهمون تو می تونم بشم؟

تکون که می خوری می بینی آخر رجبه وتا چشم باز می کنی می بینی پیامکها می آد

ردیف ......

ولادت سرور آقایمان سید الشهدا همه او که نمونه ایثاره ودر راه دین همه چیزش رو داد حتی طفل شیر خواره وحتی اسیری زینبش (س)

او عشق عارفان است وسرور شهیدان اهل بهشت ,چه عشقی است عشق حسین(ع)که مثلی ندارد ...... 

بعدشم تولد آخر معرفت وجوان مردی و ایثار ابوالفضل عباس او  همیشه با حسین (ع) بود وتا بود نگذاشت برادرش غمگین شود...

و معنی برادری را دو باره تعریف کرد.

پنجم ماه هم ولادت سید الساجدین است که پیشوای عابدان است ؛ همه او را به سجدهای تولانی می شناسندو...

میلاد این سه گل از خاندان پیامبرو اعیاد شعبانیه بر شما مبارک

 پی نوشت 1: سوم شعبان ولادت امام حسین و روز پاسدار بر جانبرکفانی که با نثار جان خود از این کشور حراست می کنند گرامی باد.

پی نوشت 2: چهار شعبان به جانبازان که تکه هایی از وجودشان را برای پاسداری از حریم دین وناموس وکشور از دست داده اند گرامی باد؛ راستی کسی هست که سوختن این عزیزان را درک کند؟ همانهایی که همچو شمع می سوزند و از هیچ کس انتظاری ندارند ؛همانهایی که منتظر شهادتندو به امید وصل دوست می خندند ؛ دردلشان پر از غصه های بی پایان است و در چهره شان لبخند بی پایان وسوختن درراه وصال دوست  را؛ زیباترین زیبایی می دانند. 

                         درود بر جانبازان همیشه جاوید عاشق