گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۱

سلام

این پست رو کمتر از 10 ساعت از پست قبلی می نویسم و دلیلش یک اتفاق جالب بود.

ما محل کارومون دارای درب شیشه ای که تقریبا همیشه بازه وگاهی به دلایل خاصی بعضی ها فکر می کنند بسته باشه بهتره آن وقت می بندند

امروز شنبه است، درست آخرین روز کاری هفته قبل یکی اومده بود این در روز بسته بود ویک  بنده خدایی به دلیلی عجله داشت داشت رد می شد و درست لحظه ای که به بسته رسید یکی صداش کرد ! 

می تونید حدس بزنید چی شد؟

چون متاسفانه علامتی هم روی شیشه نبود این بنده خدا به دربسته خوردناراحت

در ساعات آخر روز در اداره نشته بودیم ،یکی از همکاران که خیلی از خود راضی است  شروع کرد به تعریف داستانی خیالی تا جلب توجه کند و آخر این داستان را کشیده به اینکه این بنده خدا ، که در رو نمی دونه برای چی درست کردن و باید بازکردو .. و شروع کرد به مسخره کردن!!

بعضی ها هم به این بنده خدا خندیدن و خودش ریسه رفت و آن به در خورده نا راحت شد و من احساس کردم دلش شکست ولی حرفی نزد.

امروز که آمدم اداره با همه دست دادم اما همین آقای که مسخره کرده بود دست چپش رو آورد جلو  دیدم دست راستش آسیب دیدهسوال

بعد خودش تعریف می کرد که دیروز پسرم تو پارکینک داشت دوچرخه سواری می کرد گفت منو بگیر

دنبالش کردم که بگیرم که رفت دور آسانور چرخید و پام پیچ خورد و خوردم به دیوار ، دیگر نتونستم تکون بخورم ....

دکتر کتفم که در رفته بود جا انداخته و الان نمی تونم تکون بدم

می خواستم بهش بگم " آن بنده خدا درب شیشه ای رو ندید بهش خندیدی ولی خودت دیوار به اون  عظمت رو ندید!"

با خودم گفتم  " اکه بگم که می شم مثل خودش ، درضمن تاوانش رو که طرف پس داده "

بی خیال موضوع شدم

با خودم گفتم :

از مکافات عمل غافل مشو          گندم از گندم بروید ،جو زجو

 

پی نوشت : من به این اعتقاد دارم ، شده من کسی رو مسخره کردم وهمون بلا سرم آمد پس تو این مورد همیشه رعایت می کنم امید وارم این بنده خدا هم درس گرفته باشد.

پی نوشت 2:  همانهایی  که یروز به  حرفش خندیدن امروز بارها به خودش خندیدن

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱

سلام

رفته بودم میوه فروشی میوه بگیرم

دیدم جلوی میوه فروشی  یک ماشین پارک شده وکاپوت ماشین بالاست مثل اینکه دارن تعمییرش می کنند وصدای جیق گربه بگوش می رسدسوال

دیدم یک مرتبه افرادی که دور ور ماشین بودن خودشونو کشیدن کنارتعجب

رفتم جلو دیدم یک گربه توماشین لای تسمه ها گیرکرده !!!

راننده دستش رو تو پلاستیک کرده بود تا گربه را نجات بده

می گفت: " ماشین رو اینجا پارک کردم و میوه خریدم، بعد که آمدم استارت بزنم صدای استارت خودرو در نیامد و صدای گربه آمد!!

همه حسابی دلشون برای گربه می سوخت ولی تا می رفتن بهش دست بزنند و درش بیارند، گربه با  آنها حمله می کردناراحتلبخند

بلاخره تصمیم بر این شد ماشین رو تو دنده بزارن وحرکت بدن اول به عقب حرکت دادن صدای گربه درآمد، بعد به جلو حرکت دادند دیدم  کم کم آزاد شد

  جستی زدو در رفتهورا

پی نوشت : ظاهر گربه رفته بود خودشو به رادیاتور آردی چسبانده بود تا  گرمشه که به این بلا گرفتار شده بود

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱

هر چند گاهی ما شنویم که فلانی آدم خیریه  و اینکه طرف همیشه کار خیر انجام می ده ویا اینکه فلانی جزو نیکو کارانه

یا اینکه می خواهیم جزو نیکو کاران باشیم

این موضوع رو شاید از نظر کسی تعریف خاصی داشته باشه ولی خدا  در این آیه از قرآن  سوره  شریفه بقره چه زیبا بیان کرده است:

 لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران! ﴿١٧٧﴾
 
پی نوشت : دقت کنید  در بخشش مال اول خویشاوندان مقدم اند وبعد بقیه
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱

به شب اول ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت که حضرت على(علیه السلام) جاى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) خوابید، «لیلة المبیت» مى گویند.

خلاصه آن واقعه از این قرار است که در سال سیزدهم بعثت سران قریش در یک شوراى عمومى تصمیم گرفتند که نداى توحید را با زندانى کردن پیامبر یا کشتن و یا تبعید او خاموش سازند، چنان که قرآن کریم مى فرماید: «وَ إذ یَمکُرُ بِکَ الَّذیِنَ کَفَرُوا لِیُثبِتوکَ اَوْ یَقتُلوکَ أَو یُخْرِجُوکَ وَ یَمکُروُنَ وَ یَمکُرُ اللهَ وَ اللهُ خَیرُ المَاکِرینَ»; [1] به خاطر بیاور هنگامى را که کافران نقشه مى کشیدند که تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند و یا از مکه خارج سازند. آنها چاره مى اندیشیدند و نقشه مى کشیدند، و خداوند هم تدبیر مى کرد; و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است. سرانجام سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله، فردى انتخاب شود تا افراد منتخب در نیمه شب یک باره بر خانه حضرت هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدین طریق هم از تبلیغات او آسوده شوند و هم خون او در میان قبایل عرب پخش شود تا خاندان هاشم نتوانند با آنها به مبارزه برخیزند. فرشته وحى، پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت و به آن حضرت دستور داد تا از مکه به عزم مدینه خارج شود. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) حضرت على(علیه السلام) را از این نقشه آگاه کرد و به او فرمود: «امشب در خوابگاه من بخواب و رواندازِ سبزِ مرا به خود بپیچ تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه و در بستر آرمیده ام و مرا تعقیب نکند». آن گاه پیامبر مخفیانه به سمت غار ثور حرکت کرد و از خداوند درخواست نمود تا دشمن را از دست یابى به او گمراه کند و آنان نتوانند او را پیدا کنند ... . [2]

در روایات شیعه و اهل سنت آمده است که على(علیه السلام) این کار را انجام داد و خداوند به خاطر این کار به فرشتگان مباهات نمود و موقعى که پیامبر به سوى مدینه در حرکت بود، این آیه را در شأن حضرت على (علیه السلام) نازل فرمود: (وَ مِنَ النّاسِ مَن یشرى نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله و اللهُ رَئوفٌ بالعباد); [3] بعضى از مردم ـ با ایمان همچون على(علیه السلام) به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر ـ جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. از این رخداد بى نظیر مى توان به نتایج ذیل پى برد: درجه ایثار فوق العاده امام على(علیه السلام); تبعیت محض ایشان نسبت به فرمان الهى و نبوى (صلى الله علیه وآله); عشق و علاقه غیر قابل توصیف آن بزرگوار نسبت به رهبر و مقتداى خود; و این نکته که در مواقعى که اصل و اساس اسلام در خطر قرار مى گیرد مى باید بهترین شخصیت ها، حتى وجود مقدس على بن ابى طالب(علیه السلام) فدا گردد. نظیر آن را در ماجراى شهادت امام حسین (علیه السلام) براى حفظ اسلام مى توان دید.

پاورقی

[1] سوره انفال، آیه 30، ر.ک: تفسیر قرطبى، ج 7، ص 397، (داراحیاءالتراث العربى، بیروت).

[2] فروغ ولایت، استاد جعفر سبحانى، ص 45-57، بخش دوم از فصل سوم، مؤسسه امام صادق، 1374ش.

[3] احیاءالعلوم، الغزالى، ج 3، ص 378، (دارالهادى بیروت); تذکرة الخواص، ابن الجوزى، ص 35، (مکتبة النینوى الحدیثه، تهران); شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانى، ج 1، ص 123، ش 4، (مجمع احیاء الثقافة اسلامیه); الغدیر، علامه امینى، ج 2، ص 49 ـ 47، (دارالکتاب العربى، بیروت، 1398 هـ ق).

 برگرفته از سایت مذاهب اسلامی:  www.mazaheb.ir

پی نوشت : بعضی  به این ایمان امام  علی ایراد می گیرند می گیرند و می گویند که امام علی (ع) به این دلیل با اطمینان در جای پیامبر خوابید که پیامبر (ص) به ایشان گفته بود که آسیبی به شما نمی رسد!! که به این افراد باید گفت که اگر بنا براین هم باشد نشان از ایمان بالای امام علی (ع) به پیامبر (ص) گرامی اسلام است

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱

اواخرصفر که می شود غم سراسر وجود آدمی را می گیرد

اربعین سالار شهیدان امام حسین (ع) راپشت سر می گذاریم وبه آخر ماه صفر می رسیم

ایام درگذشت پیامبر گرامی اسلام (ص)  وشهادت امام حسن مجتبی (ع) انسان را بسختی می آزارد

و آخرین روز این ماه شهادت امام رئوف علی ابن موسی الرضا علیه السلام است که ما ایرانیان در ایران میهمان این امام بزرگوار بوده ایم درود رحمت خدا بر او وخاندان پاکش باد

می دانیم که حضرت عبد العظیم حسنی معاصر امام رضا بوده واز ایشان نیز حدیث روایت کرده است

امروز من این روایت را شنیده ام که به نظرم باید آن را با آب طلا نوشت و تابلو کرد و در خانه آویزان کرد:

عبدالعظیم حسنی می‌گوید که حضرت رضا(ع) به او فرمودند:

ای عبدالظیم؛ از طرف من به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو:*شیطان را بر خود مسلّط نکنند. و ایشان را دستور بده به راست‌گویی و امانت‌داری، و امر کن که سکوت را پیشه خود سازند و از مجادله با یکدیگر خودداری کنند، با روی خوش یکدیگر را ملاقات کنند، و به زیارت هم بروند که همانا این عمل باعث تقرّب به من می‌باشد. درّنده خویی نداشته باشند که بخواهند یکدیگر را پاره کنند. زیرا من قسم یاد کرده‌ام که هر که چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمگین سازد از خدا بخواهم که او را در دنیا به عذاب سختی گرفتار کند و در آخرت از گروه زیان‌کاران باشد.

 

پی نوشت: از جمله منابع عنوان شده :، بحارالانوارمجلسی، ج 49، ص230

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱

سالها قبل من در یک شرکت تولیدی در تهران کار می کردم

خیلی جمع جور وبا همکار های خیلی خوب،  البته بسیار شوخ طب !

در دهه 70 بود، آن زمان یادم می آید روزنامه خیلی کم یاب بود وباید  صف می ایستادی  شاید بهت می رسید، شاید نه!!

من یادمه که مرخصی می گرفتم می رفتم صف روزنامه وبعد هم بهم نمی رسید!!

دوستی داشتیم بنام آقای اکبر بیات خاطره جالبی داشت

می گفت : " دیروز رفتم روزنامه بگیرم

روزنامه تمام شده بود ونا امید شدم

تو را که می رفتم دست یکی یک روزنامه دیدم می خواستم در مورد چیزی که در روزنامه اطلاعات بود پیگیری کنم ، پرسیدم :

اطلاعاته ؟

گفت : سلام

من هم گفتم : علیکم السلام

گفت : این روزنامه سلامه  خنده

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱

بسم الله الرّحمن الرّحیم

یکی از شعائر مختصّ شیعه که در هیچ مکتب و ملّتی نظیر و مشابهی برای او نمی‌توان یافت مسأله اربعین حضرت أباعبدالله الحسین علیه السّلام است؛ و این از اختصاصات فرهنگ تشیّع است. زیارت مخصوصه آن حضرت در روز اربعین شعار مخصوص شیعه است، و برای هیچ فردی از سایر معصومین علیهم السّلام حتّی برای رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم این مسأله وجود ندارد. زیارت حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام در روز اربعین و اقامه مجلس عزا برای آن حضرت فقط و فقط اختصاص به ایشان دارد!

امام حسن عسکری علیه‌السّلام زیارت اربعین را علامت ایمان و شعار شیعه می‌داند

در کتاب «إقبال»، سیّد بن طاووس با إسنادش به أبی‌جعفر طوسی، و او با إسنادش به امام حسن عسکری علیه السّلام روایت می‌کند که آن حضرت فرمودند:

عَلاماتُ المؤمنِ خَمسٌ: صَلَواتُ إحدی و خَمسینَ، و زیارةُ‌ الأربعینَ، و التَّخَتُّم بِالیَمینِ، و تَعفیرُ الجَبینِِ، و الجَهْرُ بِبسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ«نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: اوّل: نماز پنجاه و یک رکعت (واجب و نافله در طول شبانه روز). دوّم: زیارة اربعین حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام. سوّم: انگشتر در دست راست نمودن. چهارم: پیشانی بر خاک گذاردن. پنجم: بلند گفتن بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحیم در نمازهای جهریّه (صبح، مغرب و عشاء).»

زیارت حضرت سیّد الشّهداء در روز اربعین از مختصّات شیعه می‌باشد، و امام حسن عسکری علیه السّلام آنرا بعنوان شعار و علامت شیعه بیان فرموده‌اند. چنانچه سر بر خاک گذاردن، و بسم الله را بلند گفتن، و نوافل را طبق دستور أئمّه معصومین علیهم السّلام بجای آوردن، و انگشتر در دست راست نمودن نیز از اختصاصات شیعه است.

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱

سلام

صبح ها من چند مسیر  ماشین سوار می شوم تا به سرکار برسم وهمه شون هم از ماشین های گذری استفاده می کنند از تاکسی تا شخصی!

رانندهای متفاوتی می بینم با رفتار های عجیب وبه بقول یکی از نظر نویسان محترم وبلاگ می تونم یک تاکسی نوشت راه بیندازم

گاهی سوار ماشین های می شوم که راننده آنها خانمند

اما جالب ترینش امروز اتفاق افتاد

تا رسیدم سر چهارراه یک خانمی آمد ومن هم سوار ماشین شدم

رفتار عجیبی داشت:

- اولا می خواست کامل پرکنه که معمول نیست که من این جور مواقع به دلیل اینکه  عجله دارم پیاده می شم ولی به خاطر احترام به خانم راننده پیاده نشدم 

- چون همه عجله دارن سوار ماشین های گذری دیگر می شدند که صدای خانم راننده در آمد که چرا سوار ماشین من نمی شوند.!!

- یک از مسافران( البته آقا) تا سوار شد کرایه رو داد ولی وقت پیاده شد دوباره پول داد و رفت!!

- یک دیگر از مسافران پول درشت داد و بلاخره پول خرد جور شدو شک کرد که پول درشت رو پس داده یا نه ، خاطره ای خانم راننده گفت برای حواس پرتی از نوع زنانه " می رم در یخچال رو باز می کنم حواسم نیست که می خواستم در کابینت رو بازکنم وادویه بریزم تو غذا"لبخند!!

- پول رو هم مثل راننده داش مشتی ها تو یک دستش گرفته بود و داشت رانندگی می کرد!!

- اینم بگم هی دستش رو از پنجره بیرون می آورد به مسافران علامت می داد بعنوان مستقیم!!!

خلاصه  این جوری شو من ندیده بودم

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ٩ دی ۱۳٩۱
 بسم اله الرحمن الرحیم
در قرآن کریم در باره یهودیان درسوره بقره مطالبی آماده است که نشان از علاقه بیش از اندازه آنان به طول عمر دارد و قسمتی از نافرمانی های این قوم بیان شده که در زیر اصل وترجمه این آیات را می بینید
 
وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا ۖ قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ ۚ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُم بِهِ إِیمَانُکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ﴿٩٣﴾
 
و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم؛ و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم؛ (و گفتیم:) «این دستوراتی را که به شما داده‌ایم محکم بگیرید، و درست بشنوید!» آنها گفتند: «شنیدیم؛ ولی مخالفت کردیم.» و دلهای آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آمیخته شد. بگو: «ایمان شما، چه فرمان بدی به شما می‌دهد، اگر ایمان دارید!» 
 
قُلْ إِن کَانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ﴿٩۴﴾
 
بگو: «اگر آن (چنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید!» 
 
وَلَن یَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ﴿٩۵﴾
 
ولی آنها، به خاطر اعمال بدی که پیش از خود فرستاده‌اند، هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد؛ و خداوند از ستمگران آگاه است. 
 
وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَیَاةٍ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا ۚ یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن یُعَمَّرَ ۗ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ (96)
 
و آنها را حریص‌ترین مردم -حتی حریصتر از مشرکان- بر زندگی (این دنیا، و اندوختن ثروت) خواهی یافت؛ (تا آنجا) که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالی که این عمر طولانی، او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بیناست.
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱

سلام

چندی که به دلایلی نتونستم ورزش صبحگاهی برم و ورزش و کلا تعطیل کردم

هر که از دوست های  که با هم ورزش می رفتیم منو می بینه علت رو می پرسه حتی مربیمون که گفت" ورزش رو ترک نکن " بلاخره مشکلاته دیگه!!

امروز پس از مدتها که نتونستم برم ورزش صبح گاهی ؛ تصمیم گرفتم بلاخره تلسم رو بشکنم واین کا رو انجام بدم

صبح زود که راه افتادم هوا بارونی بود، با رون نم نم می اومد وآدم یاد شمال می افتاد

 سوار یک ماشین شدم که کلی کرایه اضافه گرفت وتوجیهاتی که خودش فقط قبول میکنه برای آن!

هرکه هم دید، یک تیکه بارم کرد وگفت " چه عجب از این ورا؟!"

بهرحال امروز با روزهای دیگر فرق داشت  البته ظاهرا"

پی نوشت: سال قیل هر هفته یک سری به درکه می زدیم ولی امسال جمع مون بهم خورد

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱

سلام

حوصله نوشتن رو نداشتم

این سه تا عکس رو تقدیم می کنم به همه کسایی که وطن خودشون رو دوست دارن

گل چای

این هم یه عکس بزرگ که حیفم آمد کوچیکش که برای دیدنش اینجا رو کلیک کنید

پی نوشت: این عکس ها رو تقدیم می کنم علی الخصوص به آقای محمد رضا تقی پور