گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠

بسم الله الرحمن الرحیم

کم کم بوی عید می آید ؛ چیزی بزرگتر از نوروز برای ایرانیان وجود ندارد؛

نوروز

اما ما چقدر درباره این موضوع فکر کرده ایم؛ چرا گذشتگان ما برایشان این موضوع مهم بوده است.

با لاتر از خوشی های زودگذر ؛ من فکر می کنم نیاکان ما فراتر از اینها فکر می کردند و فکر بزرگتری داشتن .

یکی از دلایل بزرگداشت نوروز ورق زندن پرونده یکسال گذشته است ( هرچند هر روز نیاز به محاسبه است) من فکر می کنم این چیزی بود  که گذشتگان ما به ان اهمیت می دادند  تا با نگاه به گذشته آینده ای بهتر بسازیم وباید از گذشته درس گرفته و ودر آینده عمل کرد ؛.

دریکی از سخنرانی های آقای قرائتی ایشان یک نکته جالبی گفته که هنوز یادم است می گفت گذشته مثل چیزی می مونه که آدم از آینه داخل ماشین می بینه که گاهی باید به آن نگاه کرد ولی نباید محو آن بشویم که در این صورت تصادف می کنیم؛ پس ما به گذشته نگاه می کنیم تا آینده رابسازیم ؛ ما در آینده می توانیم سرنوشت خودمان را تغییر دهیم ولی در گذشته ای که قبلا آینده بود این امکان وجود ندارد

نوروز یادآور همه خاطرات گذشته است؛ هرچند کم کم هر سال نوروز برایم غم انگیز تر می شود ولی هر روز را باید قدر دانست وتا نفس داریم بفکر این باشیم که آینده بهتری داشته باشیم.

امروز که تور ا دسترس فردا نیست          وندیشه فردا بجز سودا نیست

ضایع مکن اندم که دلت شیدا نیست      کین باقی عمر را بها پیدا نیست

ویک کلام؛

امروز همان فردای است  که دیروز منتظرش بودی ، پس راحت از دست مده 

انشالله قرار امسال عید پیش پدر و مادرم در پرشکوه باشم

خداوند به دعای پدر ومادرمان ما را از جمله پرهیز گاران قرار دهد وبه پدرو مادرمان رحم کند همچنان که ما کوچک بودیم به ما رحم کردند

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠

کلمات قصار از امیر سخن علی علیه السلام

از گناه روی بر تافتن بسی آسانتر از توبه خواستن.(171)

چه بسا لقمه ایکه از لذت خوردنیها بسیارباز دارد.(172)

مردم دشمن آنند که نمی دانند.(172) 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ۚ ذَٰلِکَ أَدْنَىٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿۵٩﴾ سوره احزاب
 
ای پیغمبر (گرامی) با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند، که این کار برای اینکه آنها (به عفّت و حرّیت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند بسیار نزدیکتر است و خدا (در حق خلق) بسیار آمرزنده و مهربان است.
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠

با سلام

در جامعه افرادی وجوددارند که خود را مالک همه چیز می داند و برای رسیدن به اهداف شان از همه چیز استفاده می نمایند ودست به اعمالی می زنند که اگر دیگران اینکار را بکنند دادشان درمی آید که این چه مملکتی است ؛ این چه انسانیتی است و...

یک از اینکارهای زشت که حقوق دیگران را ضایع می کند چسباندن برچسب های تبلیغاتی است که هر چند در تهران تاحدودی  این مشکل حل شده ولی هنوز گاهی آدم چیزهایی می بیند که نمی داند چه بگوید.

نمونه اش همین عکسی که درکوچه گرفتم واسم آن را نوشتم تبلیغات سقفی که امکان جداسازی تبلیغات از آن وجود ندارد

به نظر شما به این افراد چه باید گفت وچک کار باید کرد؟

 این افراد از خدا ؛ بیت المال ؛ حلال وحرام ؛دین ؛وجدان ؛ انسانیت چه تعریفی دارند 

تبلیغات سقفی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠

سلام

این عکس نوشته جالب ؛ خطبه 225 نهج البلاغه مولای متقیان امام علی علیه السلام است که در اداره به ان برخورد کردم

خطبه 225 امام علی علیه السلام

خدایا!به توانگری ابرویم را نگاه دار-وبه تنگدستی حرمتم را ضایع

                    مگذار-تا روز ی خواهم از بندگان روزی خوارت-ومهربانی جویم

                   از افریدگان بد کردارت.وبه ستودن کسی مبتلا شوم که به من عطایی

                      ارزانی داشته-وبه نکوهیدن ان کس فریفته گردم که بخشش خود را

                       از من با ز داشته  و گذشته از این-گفتار- در بخشیدن وبازداشتن

                    ((تو بر همه چیز وتوانایی)) وصاحب اختیار! 

در ادامه تصویر را ملاحظه نمایید

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠

ولادت با سعادت امام حسن عسکری (عج ) را گرامی می دایم

متن زیر ازسایت تبیان است که تقدیم می گردد:

 

از  پدر مهدی موعود چه می دانیم؟

امام حسن عسکری
روز جمعه، هشتم ماه ربیع الثانی سال 232 ق، در تاریخ پرافتخار مسلمانان، روزی به یاد ماندنی است. هنوز بیست بهار از عمر شریف امام هادی علیه‏السلام نگذشته بود که شهر مدینه، شاهد ظهور و تولد ستاره‏ای فروزان از ستارگان حریم نبوی گردید. مدینه، با شکوفه زدن گلی دیگر از گلستان امامت و ولایت نورباران شد و باردیگر، شور و شعفْ بوستان علوی را فرا گرفته، خانه کوچک و با صفای امام هادی علیه‏السلام به نور فرزند پاک و مطهر خود روشن گردید.

فصل هجرت

با تولد امام حسن عسکری علیه ‏السلام در سال 232ق، شور و نشاطْ ساکنان شهر مدینه و خانه با صفای امام هادی علیه ‏السلام را فرا گرفت. بنی‏هاشم از این تولد مبارک، مسرور شده و سجده شکر به جای آوردند. متأسفانه این شور و شادی، بعد از مدتی به حزن و اندوه خاندان علوی تبدیل شد. خلیفه عباسی و درباریان فاسد که نفوذ علمی و معنوی امام هادی علیه‏السلام را در شهر مدینه می‏دیدند، به وحشت افتاده و برای حفظ قدرت ظاهری خود، دستور حرکت امام علیه‏السلام را به دیار غربت عراق صادر کردند. امام هادی علیه ‏السلام به همراه فرزند عزیزش امام عسکری علیه‏السلام در سال 233 ق از شهر مدینه حرکت و به شهر سامراء، مرکز حکومت خلیفه عباسی وارد شد. امام حسن عسکری علیه‏السلام به همراه پدر بزرگوار خود، در یکی از محله‏های سامراء ساکن شده و تا آخر عمر مبارک خود در آن جا اقامت داشت.

 

زندان بی‏حصار

در تمام سال‏هایی که امام حسن عسکری علیه‏السلام در شهر سامراء می‏زیست، به جز چند نوبتی که در زندان دستگاه فاسد بنی عباس بود، در صورت ظاهر، همانند شهروندی عادی زندگی می‏کرد، ولی تمام رفتار و حرکات حضرت، به طور محتاطانه‏ای زیر نظر حکومت وقت قرار داشت. وجود شبکه منظم و متشکل شیعیان که از مدت‏ها قبل شکل گرفته بود، نگرانی و وحشت خلفای عباسی را فراهم کرده و باعث می‏شد تمام رفتار امام و شیعیان حضرت، به نحوی کنترل شود. به همین دلیل، از امام خواسته بودند تا همواره حضور خود را در سامراء، به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که براساس نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت مجبور بود هر دوشنبه و پنجشنبه در دارالخلافه حاضر شده و خود را به دربار معرفی کند. در حقیقت، شهر سامراء به زندان بی‏حصاری برای امام تبدیل شده بود که تمام آرامش و آسایش را از حضرت می‏گرفت.

امام حسن عسکری علیه‏السلام اگر چه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی، اخلاقی و خانوادگی، به ویژه رهبری شیعیان و اعتماد بی‏شائبه آنان به حضرت و احترام بی‏چون و چرای مردم، شهرت فراوانی پیداکرده بود. به همین دلیل، حاکمان عباسی نیز به جز در مواردی، در ظاهر، رفتاراحترام‏آمیزی از خود به امام عسکری علیه‏السلام نشان می‏دادند

برادران خورشید

امام حسن عسکری علیه‏السلام سه برادر داشت که عبارت اند از: حسین، جعفر و محمد. حسین، یکی از عابدان و زاهدان زمان خود بود و به امامت امام عسکری علیه‏السلام ایمان داشت. جعفر، برادر ناصالح حضرت بود که به جعفر کذّاب مشهور است. محمد، فرزند بزرگ امام هادی علیه‏السلام بود. او در سال 252 ق (دو سال قبل از شهادت امام هادی علیه‏السلام) از دنیا رفت. امام عسکری علیه‏السلام در وفات برادر، گریبان چاک کرد و عزادار برادر خود گشت. قبر شریف ایشان در نزدیکی سامراء است و به امامزاده سید محمد شهرت دارد.

امام هادی

 

وصلتی با شکوه

امام حسن عسکری علیه‏السلام ، در کنار پدر بزرگوار خود، مراحل رشد و شکوفایی را گذراند، و از دریای معارف و فضیلت‏های پدر بهره‏مند شد. آن حضرت، مدتی قبل از شهادت پدر مهربانش، با یک دختر شایسته رومی به نام نرجس، که از نوادگان حضرت شمعون، وصی حضرت عیسی بود، ازدواج کرد.

نرجس، در یکی از جنگ‏های مسلمانان با سپاه روم، به اسارت مسلمانان درآمده بود که توسط امام هادی علیه‏السلام خریداری و به امام حسن عسکری علیه‏السلام تزویج شد. او یکی از زنان پاکدامن و بزرگواری بود که دین مبین اسلام را اختیار و افتخار همسری امام را پیدا کرد. با ازدواج امام عسکری علیه‏السلام و نرجس، بارقه امید در دل‏های مؤمنان و شیفتگان و منتظران امام زمان روشن شد. اگرچه تاریخ دقیق ازدواج امام عسکری علیه‏السلام مشخص نیست، ولی به طور قطع ازدواج ایشان در زمان حیات امام هادی علیه‏السلام صورت گرفته است.

 

سرآغاز تنهایی

اگرچه امام عسکری روزهای سختی را در شهر سامراء می‏گذراند، ولی وجود پدری معصوم و مهربان، باعث آرامش خاطر حضرت می‏شد. در اوایل ماه رجب سال 254ق، دوران خوشی و آرامش حضرت به پایان رسید و آن حضرت در غم از دست دادن پدر مهربان خود، به سوگ نشست و برای همیشه عزادار پدر بزرگوار خود شد. خلیفه عباسی، وقتی موقعیت خلافت خود را در خطر دید، دستور داد امام هادی علیه‏السلام را مسموم کنند و به شهادت رسانند. با شهادت آن حضرت، غربت و تنهایی امام عسکری علیه‏السلام در شهر سامرا فزونی یافت. این دوران، از سخت‏ترین و طاقت‏فرساترین دوران زندگی کوتاه امام عسکری علیه‏السلام است. بعد از شهادت امام هادی علیه‏السلام ، دوران ولایت و امامت شش ساله امام عسکری علیه‏السلام شروع شد و خط سبز و اصیل معارف الهی، به پرتوافشانی خود ادامه داد.

امام حسن عسکری علیه‏السلام سه برادر داشت که عبارت اند از: حسین، جعفر و محمد. حسین، یکی از عابدان و زاهدان زمان خود بود و به امامت امام عسکری علیه‏السلام ایمان داشت. جعفر، برادر ناصالح حضرت بود که به جعفر کذّاب مشهور است. محمد، فرزند بزرگ امام هادی علیه‏السلام بود. او در سال 252 ق (دو سال قبل از شهادت امام هادی علیه‏السلام ) از دنیا رفت

جایگاه اجتماعی ویژه

امام حسن عسکری علیه‏السلام اگر چه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی، اخلاقی و خانوادگی، به ویژه رهبری شیعیان و اعتماد بی‏شائبه آنان به حضرت و احترام بی‏چون و چرای مردم، شهرت فراوانی پیداکرده بود. به همین دلیل، حاکمان عباسی نیز به جز در مواردی، در ظاهر، رفتاراحترام‏آمیزی از خود به امام عسکری علیه‏السلام نشان می‏دادند. خادم آن حضرت می‏گوید:  روزهایی که امام عسکری علیه‏السلام به مقرّ خلافت می‏رفت، شور و شعف عجیبی در مردم پیدا می‏شد. خیابان‏های مسیر آن حضرت، پر از جمعیتی بود که بر مرکب‏های خود سوار بودند. هنگامی که امام تشریف می‏ آوردند، هیاهو یکباره خاموش می‏شد و حضرت از میان جمعیت گذشته، وارد مجلس می‏شد.

 

نقشه شوم

معتمد عباسی همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی امام حسن عسکری علیه‏السلام در جامعه نگران بود. هنگامی که مشاهده کرد توجه مردم به امام عسکری علیه‏السلام روز به روز بیشتر می‏شود و زندان و اختناق و محدودیت و مراقبت، تأثیر معکوس دارد، سرانجام به همان شیوه ناجوانمردانه دیرینه اجداد خود متوسل شد و آن حضرت را پنهانی مسموم کرد. او تلاش زیادی کرد تا شهادت امام عسکری علیه‏السلام را عادی جلوه داده و مرگ حضرت را طبیعی بنمایاند. معتمد به ابوعیسی، فرزند متوکل و از درباریان عباسی دستور داد تا در تشییع جنازه حضرت حاضر شد و کفن را از روی مبارک حضرت کنار بزند و برای رفع تهمت، بزرگان علویان و هاشمیان، وزیران، نویسندگان، قاضیان و اشراف و اعیان را به نزدیک خود بطلبد و با صدای بلند فریاد زند: «ای مردم، بیایید و خوب نگاه کنید، این حسن به علی فرزندزاده امام رضا است که به مرگ طبیعی فوت شده و کسی به او آسیبی نرسانده است».

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠

 

مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ ...(قسمتی از آیه 3 سوره احزاب)

خدا در درون یک مرد دو قلب (و دو مبدأ ادراک و اراده) قرار نداده و..

تفسیر زیر ازکتاب شریف  المیزان علامه جلیل القدر طباطبایی (رحمت خدا بر اوباد )می باشد 

 

معناى جمله : (ما جعل الله من قلبین فى جوفه) و ارتباط آن را با قبل و بعد این جمله کنایه است از اینکه ممکن نیست کسى بین دو اعتقاد متنافى و دو راى متناقض جمع کند، اگر دو اعتقاد متنافى دیدیم باید بدانیم که دو قلب به آن دو معتقد است، یعنى دو فرد مخالف هر یک به یکى از آن دو اعتقاد دارند، و ممکن نیست یک فرد به هر دو معتقد باشد، و اینکه فرمود: (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه - خدا در جوف کسى دو قلب ننهاده ) منظور از آن بیشتر بیان کردن است، همچنان که در جمله (و لکن تعمى القلوب التى فى الصدور) نیز این زیادى آمده.

بعضى از مفسرین گفته اند: جمله مورد بحث زمینه چینى و مقدمه اى است که الغاى مساله ظهار و پسرگیرى را که بعدا بیان مى کند تعلیل نماید، براى اینکه ظهار (اینکه به همسرت بگویى پشت تو چون پشت مادرم است، و با این سخن او را بر خود حرام کنى ) جمع بین دو متنافى است، یعنى زوجیت و مادرى، و همچنین فرزند دیگران را فرزند خود خواندن دو متنافى است، که در یک قلب جمع نمى شوند: (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه ).

ولى به نظر ما بعید نیست که بگوییم آیه شریفه تعلیل مطلب قبل است، که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) را از اطاعت کفار و منافقین نهى مى کرد و به پیروى آنچه به وى وحى مى شود امر مى فرمود، جمله مورد بحث این امر و نهى را تعلیل مى کند و مى فرماید اطاعت خدا با اطاعت کفار و منافقین تنافى دارد، چون قبول ولایت خدا و ولایت آنان متنافى است، مثل توحید و شرک، که در یک قلب جمع نمى شود (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه ).

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠

چند روز پیش دریکی از ایستگاههای مترو منتظر آمدن قطار بودن در ان شلوغی یکی چهره اش برای آشنا امد دقتی کردم دیدم یکی از بچه های روستا ما پرشکوه است ...

این موضوع چندین بار پیش آمده چندی پیش جلوی در آسانسور اداره منتظر آسانسور بود ؛ در آسانسور باز شد وآسانسور مملو از آدم بود و امکان ورود نبود در حین بسته شدن در متوجه چهره ای آشنا شده ؛ بلاخره نتوانستم آسانسور ار نگدارم به طبقات دیگر رفتم خبری از او نبود به همراهش که داشتم زنگ زدم ولی موفق نشدم....

دیروز که به خونه رفتم دیدم تلفن همراهم زنگ زد ویکی شروع کرد به اسم بردن از من وشوخی کردن دیدم همان دوست است ظاهرا پیگیری کرده بود واز دوستان دیگر شماره من را پیدا کرده بود.

با خودم گفتم دنیا با این بزرگی خیلی کوچک است.

پی نوشت یک : یاد ضرب المثل " کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد "  افتادم .

پی نوشت دو : شماره همراه یک از چیزهایی است که باعث شده ارتباط بین دوستان قطع نگرددد

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠

بسم اله الرحمن الرحیم

امروز مصادف است با ولادت حضرت عبدالعظیم الحسنی

مقام ایشان به حدی بالاست که زیارت ایشان در روایات همانند امام حسین (ع) در کربلا نامیده شدن است.

اشان چهار نفر از ائمه را درک نموده اند ( امام موسی کاظم (ع)؛ امام رضا (ع)؛ امام جواد(ع) ؛ وامام هادی (ع)) ونماینده امام هادی (ع) در ری بودند که به روایتی به شهادت رسیده وبه روایتی در این شهر وفات یافته اند.

یکی از توفیقاتی که خداوند به ما عنایت کرده زیات این بزرگوار است بخصوص اگر درتهران باشیم صبح روز عاشورا .

خیلی از بزرگان تاکید به زیات ایشان داشته اند و می توان ایشان را یک شیعه واقعی نامید

در روایتی که از ایشان به نقل از امام هادی (ع) نقل شده است آمده است که اینکه حضرت ابراهیم به عنوان خلیل الله معرف شده است به این دلیل بوده است که زیاد صلوات بر محمد(ص) وآلش  می فرستاد.

درود وسلام بر محمد (ص) وخاندان پاکش بر رهرون آنان از آدم تا آخرین افراد بشر

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠

بعد از نزول آیه 7 و8 از سوره بینه پیامبر اکرم ( درود خدا براو وخاندان پاکش باد) با شان نزول این آیات را  به شیعیان امام علی علیه السلام نسبت می دهد .

این آیات:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ (7)
 
آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند آنها به حقیقت بهترین اهل عالمند.
 
جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ۖ رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ (8)
 
پاداش آنها نزد خدایشان باغهای بهشت عدن است که نهرها زیر درختانش جاری است و در آن بهشت ابد جاودان متنعّمند، خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند. این بهشت مخصوص کسی است که از خدا ترسد (و به طاعت او پردازد).
 
درتاریخ آمده است  اولین شیعان علی ابن ابی طالب علیه السلام معروف شدن چهار نفر بودند که عباتند از : عماریاسر ؛ ابوذر غفار ؛ مقداد وسلمان فارسی
بطوریکه هر گاه کسی از آنها به جای وارد می شدند مردم می گفتند شیعیان آمدن
 
پی نوشت 1: برگرقته از کتاب (شبهای پیشاور).
پی نوشت 2: این کتا ب؛10 جلسه از مناظره بین علمای اهل تسنن وشیعه می باشد.
 
 
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠

بهترین ورزش برای قلب ؛ خم شدن وگرفتن دست افتادگان است.