گیلان (وبلاگ علی احمد خانی پرشکوه)

یادداشت های یک پرشکوهی با همه افکار و اتفاقات روز مره زندگی

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠

دیروز عصر هنگامی که  از سرکار به خونه می رفتم از دور یکی از دوستان رو دیدم که جلوی ماشن ایستاده وحیران است به شوخی بهش گفتم :

کجایی داری می ری یا داری می آی؟

گفت دارم می رم ولی دزدگیر ماشین خراب شده وکار نمی کند.

دزد گیر ازش گرفتم چند باز دکمه شو فشار دادم وشانسکی دزد گیر عمل کرد وخوشحال شد.

نکته : هیچ موقع در کمک کردن به دیگران کوتاهی نباید کرد این نیت بسیاری از کارها را دست می کند

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - پنجشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٠
مطلب زیر از سایت رزمندگان اسلام است:
 
" باید دید در کهن‌ترین متون مذهبی ما، از «اربعین» چگونه یاد شده است. به عبارت دیگر، دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟ چنانکه در آغاز گذشت، مهمترین نکته درباره اربعین، روایت امام عسکری(ع) است. حضرت در روایتی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده، زیارت اربعین را یکی از پنج نشانه مؤمن دانسته‌اند. 
این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین(ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است. اما اینکه منشأ اربعین چیست، باید گفت، در منابع به این روز به دو اعتبار نگریسته شده است. 
نخست روزی که اسیران کربلا از شام به مدینه بازگشتند. دوم روزی که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر خدا(ص) از مدینه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را زیارت کند. شیخ مفید(م413) در «مسار الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار(ع) است، به روز اربعین اشاره کرده و نوشته است: این روزی است که حرم امام حسین(ع)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. نیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین(ع) وارد کربلا شد. 
در کتاب «نزهه الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده، آمده است: در بیستم این ماه بود که حرم محترم حسین(ع) از شام به مدینه آمدند. (نزهه الزاهد، ص241) همین طور در ترجمه فارسی«فتوح ابن اعثم» (الفتوح ابن اعثم، تصحیح مجد طباطبائی، ص916) و کتاب «مصباح، کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است این مطلب آمده است. برخی عنوان کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ طوسی، بر آن است که روز اربعین، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند، نه آنکه در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان، ص154) به هر روی، زیارت اربعین از زیارتهای مورد وثوق امام حسین(ع) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است. "
 
بنظر م  امام حسین (ع) همه چیزش با بقیه فرق می کند دوست دارانش فقط از شیعیان ومسلمان نیستند وهمه را دربر می گیرد، کشش ایشان با همه فرق می کند، خلوصیا رانش فرق می کند
عشقش فرا تر ا ز عقل است نمی توان  با زبان عقل ومنطق او وعشق به او وعشق یا رانش را به او ومرگ بیان کرد.
از کی باید گفت از مسلم ابن عقیل آیا مشابه ای دارد؟ از علمدارش آیا در خلوص او ووفاداریش همانندی است ؟ از قاسم بگویم چه بگویم آیا بیانی زیباتر از "مرگ در نظرم از عسل شیرین تر است " است؟ از مظلومیت علی اصغر بگویم؟ ازغمه های عمه سادات زینب کبری چه کسی خبر ندارد؟ کجای این حماسه با عقل تنها قابل بیان است؟
حماسه کربلا هنوز در جریان است وحسین همتایی ندارد.
 
واینکه :
حماسه کربلای حسین (ع) جاودانی است وهمتایی ندارد
نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠

ادیروزدخترم این  انشاء رو نوشته  راستش بهش قول دادم که براش یک وبلاگ درست کنم تا اونا رو در آن قرار بده

با خودم گفتم افکار ما کجاو افکار این بچه های تخیلی کجا خوب دیدم این انشا رو بذارم شما هم ببینید:

 

موضوع انشاء:امروز عصر

 

      امروز عصر برای قدم زذن به پارک رفتم . توی راه متوجه شدم که یه چیز داره به طرفم میاد ! اون یک شهاب سنگ بود با سرعت زیادی به من خورد ولی هنوز سالم و زنده بودم !

 

      چون تمام بدنم درد می کرد رفتم خونه بخوابم ولی هنوز چند دقیقه ای نشد بود که دیدم تختم برام کوچیک شده و نه تنها تختم بلکه همه چیز حتی ادم ها هم کوچیک شدن ! بعد متوجه شدم که اشکال از دیگران نیست بلکه خودم خیلی بزرگ شدم !

 

        خلاصه منو به یک جای خیلی خیلی محرمانه بردن وچون محرمانه است نمیتونم بگم کجا! اون جا با موجودات بامزه ای رو به رو شدم برای مثال گوجه ای که روش تحقیقات شده بود و تبدیل به یک جانور ژله ای شده بود یا یه پروفسور که در حین ازمایش به یک سوسک سگ جون وباهوش تبدیل شده بود و خیلی چیزای دیگه...

 

        بعد از مدتی توی شهر شایعه شده بود که یک موجود فضایی برای گرفتن چیز خاصی به زمین اومده وبه خاطر همین دولت تصمیم گرفت که ما چند نفر که اسم هیولا رومون گذاشته بودن رو به جنگ اون بفرستن .

 

      من در آن وقت  متوجه شدم که اون شهاب سنگی که به من خورده بود منبعی از انرژی بود وبه خاطر همین من خیلی بزرگ شده بودم و اون هم دنبال این انرژی بودن وچون این انرژی زیاد بود و قدرت من زیاد شده بود ، باهاش جنگیدم و مردم رو نجات دادم وبین مردم از جایگاه خاصی بر خوردار شدم.                              پایان

 

 

 

 

 

نویسنده: علی احمدخانی پرشکوه - سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
 
الم (1)
الم (بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده).
 
ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ(2)
 
این  کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است.
 
                                                                                                     سوره بقره